و از آثار او رسالهء واجب الاعتقاد است كه كتاب كوچكى است و شروح زيادى از سوى علما بر آن نوشته شده ، و اين رساله غير از رسالهء اعتقادات كبير فخر المحققين است ، كه از سوى يكى از علما در مورد فوايدش تصريح شده است و من آن را در شهرهاى سيستان ديدهام .
ملا محمّد امين استرآبادى در اواخر فوائد مدنيهاش از شرح تهذيب الاصول علامه كه به قلم امير جمال الدّين محمّد استرآبادى بوده ، نقل كرده است ، مشهور آن است كه علامه كتاب تهذيب الاصول را از مختصر حاجبى و مختصر حاجبى منتخبى از منتهى حاجبى و منتهى حاجبى مختصرى از احكام آمدى ، و احكام آمدى منتخبى از محصول فخر رازى و محصول رازى خلاصهاى از معتمد ابو الحسين بصرى بوده است .
مؤلف گويد : تفصيل اينگونه انتخاب از انتخاب كتابهاى اصولى را در اوّل شرح منهاج الاصول بيضاوى ديدهام .
بديهى است شهيد اوّل ، در شرح ارشاد و ديگر آثارش از شرح تلخيص علامه تحقيقاتى را بيان كرده است و شكى نيست ، شرح مزبور همان است كه خود علامه بر كتابش نوشته است . يكى از فضلاى معاصر اظهار داشته ، چگونه بوده است كه ، علامه بر كتاب خود شرحى بنويسد و آن را در ضمن فهرست آثار خويش كه در خلاصه متذكر شده ، ذكر نكرده باشد . و همچنين در اجازه سيد مهنا بن سنان مدنى از آن يادى به عمل نيامده است .
مؤلف گويد ، چگونه علامه در خلاصه از شرح بر تلخيص ياد نكرده و حال آنكه در فهرست آثار خويش در خلاصه كه پيش از اين ياد شد از شرح خود بدين نام ياد كرده است « كتاب غاية الاحكام فى تصحيح تلخيص المرام » و دور نيست كه علامه كتاب خود را شرح كرده باشد و شرحى كه علامه براى كتابش نوشته ، همانند كتاب معتبر محقق حلى است كه شرحى بر كتاب نافع خود محقق است .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 521
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٥٢١