اصول الهيه به آخرين پايه نايل آمده و بلكه ، از نهايت هم تجاوز كرده است .
همچنين در فنون فقهيه آثار نفيسى از خود باقى گذارده كه بزرگترين آنها كتاب تذكره و كوچكترين آنها كتاب تبصره است .
و كتب ميانه آن دو ، كتاب تلخيص و ارشاد و تحرير و قواعد و منتهى المطلب و مختلف الشيعة است و در شناخت رجال حديث دو كتاب ، و در احاديث و اصول فقه و ديگر علوم نيز آثارى دارد . مراتب علمى را از پدرش سديد الدّين يوسف حلى و او از شيخش ابو القاسم نجم الدّين جعفر ابن سعيد فراگرفته است .
مؤلف گويد : در اظهار اين عالم ، جهات ذيل قابل ايراد و اشكال است :
اوّلا : حقيقت اين است كه كتاب منتهى ، بزرگتر از كتاب تذكره است نهايت آنچه از تذكره تأليف شده ، تا مسأله تفويض بضع ، از كتاب نكاح بوده است و همين مقدار هم از كتاب منتهى كه ، منتهى به مسأله بيع ثمار از كتاب تجارت مىشود بزرگتر مىباشد و شايد همينكه مطالب منتهى ، بيشتر از تذكره بوده او را بدين اشتباه واداشته است كه ، كتاب تذكره را كوچكتر از منتهى بداند و يا رعايت سجع تذكره و تبصره ، او را بدين اشتباه دچار كرده باشد .
ثانيا : علامه ، مراتب علمى را از پدرش و محقق استفاده كرده است نه آنكه تنها به محضر پدرش اكتفا كرده باشد .
ثالثا : شيخ سديد الدّين كه پدر علامه است از شاگردان محقق نبوده است بلكه ، هر دو تن ، مراتب علمى را از اعلام عصر خود فرا گرفتهاند .
و اينكه نوشته است علامه در رجال ، دو فقره كتاب تأليف كرده ، ممكن است مرادش خلاصه و ايضاح الاشتباه باشد و محتمل است مرادش كتاب خلاصه و كتاب الكبير باشد كه در خلاصه بدان وعده داده است و بر خلاف انتظار تا به حال اثرى از آن كتاب ديده نشده ، ممكن است به
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 496
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٤٩٦