ابن طاوس حسنى و برادر بزرگوارش سيد رضى الدّين على بن طاوس و گروه ديگر استفاده كرده است .
علامه ، از گروه بسيارى از اعلام شيعه و سنى روايت مىكرده است . نام عدهاى از نامداران را پيش از اين ياد كردهايم .
و به طورى كه از اجازه شيخ ابراهيم قطيفى كه به امير معز الدّين محمّد بن امير تقى الدّين محمّد اصفهانى داده ، به دست مىآيد ، علامه از شيخ محمّد ابن نما نيز اجازه داشته است ليكن ، اجازه علامه از ابن نما از نظر من خالى از تأمل نيست « 1 » .
از اتفاقات بىسابقهاى كه براى قطيفى در آن اجازه به وقوع پيوسته آن است كه ، وى در يادآورى از علامه حلى مىنويسد : العلامة جمال الدّين محمّد بن الحسن بن المطهر ، پيداست كه براى قطيفى اشتباهى پيشآمده است زيرا ، اسم فرزندش شيخ فخر الدّين محمّد را نام علامه و نام خود علامه را نام پدر محمّد قرار داده است .
از مشايخ او شيخ مفيد الدّين جهم حلى فرزند يوسف است .
ديگرى ، سيد احمد عريضى است . در اينكه سيد احمد از مشايخ علامه بوده باشد مانند محمّد بن نما ، مورد تأمل من مىباشد « 2 » .
گروهى از علامه روايت مىكنند از آن جمله ، فرزندش شيخ فخر الدّين محمّد و دو تن خواهرزادهاش ، سيد عميد الدّين و سيد ضياء الدّين اعرج حسينى ، از او روايت مىكنند : سيد تاج الدّين محمّد بن قاسم بن معيه و شيخ زين الدّين ابو الحسن على بن احمد بن طراد مطارآبادى و شيخ رضى الدّين
هامش
( 1 ) - شيخ ابراهيم قطيفى در خاتمه اجازهاى كه به شمس الدّين استرآبادى داده و صورت آن در مجلدات اجازه بحار آمده است مىنويسد : عنه اعنى الشيخ ابراهيم الذراق عن على بن هلال عمن يثق به عن عبد المطلب بن الاعرج الحسينى عن جمال الدّين الحسن بن يوسف عن محمّد بن نما .
بنابراين ، قطيفى در دو اجازه تصريح كرده ، كه علامه از ابن نما اجازه داشته است - م .
( 2 ) - بلكه عريضى از مشايخ پدر علامه بوده است - م .