حقيقت آن است كه ابن عشرت و شيخ حسن بن يوسف بن احمد و شيخ عزّ الدّين ابو المكارم حسن بن على كركى ، معروف به ابن عشرت متحدند و نامهاى سه تن مختلف نمىباشد زيرا ، همگى آنها در بيشتر مراتب به ويژه در درجه روايتى ، برابرند .
و از اجازه قطيفى و اجازههاى ديگر بدست مىآيد كه ، على بن هلال گاهى بلاواسطه و هنگامى به واسطه ابن عشرت از ابن فهد روايت مىكرده است .
از آغاز كتاب غوالى اللآلئ ابن ابى جمهور احساوى استفاده مىشود كه ، على بن هلال جزائرى ، از شيخ جمال الدّين حسن ، مشهور به ابن عشرت ، از شهيد اوّل روايت مىكرده ، و ظاهر آن است كه ، مراد از شيخ جمال الدّين همان دانشورى است كه ما اين ترجمه را به عنوان او منعقد ساختهايم و اختلاف در القاب به اعتبار تعدد آنها است . و يا خود ارباب اجازات ، از پيش خود و به مناسبت ستايش از مشايخ انشاء مىكردهاند .
ليكن در اينكه ابن عشرت بدون واسطه از شيخ شهيد روايت كرده باشد از نظر من خالى از تأمل نيست و پيش از اين ذيل نام شيخ عزّ الدّين ابو المكارم حسن بن على كركى ، مشهور به ابن عشرت بدين موضوع اشاره كردهايم « 1 » .
هامش
( 1 ) - در ضمن شرح حال ابن عشرت كه به عنوان عزّ الدّين ابو المكارم حسن بن على كركى مشهور به ابن عشرت پيش از اين نگاشته مىنويسد : ابن عشرت به توسط ابن نجده از شهيد اوّل روايت مىكرده و هم اظهار داشته ، بهوسيله ابو طالب محمّد فرزند شهيد از وى روايت داشته است . و از غوالى نقل كرده ، ابن عشرت از شهيد اوّل روايت مىكرده و اجازه بلاواسطه از شهيد را غريب انگاشته و از ابن مؤذن نقل كرده است و من از ابن عشرت و او از شمس الدّين ابن عبد العالى و او از پسرعمويم شهيد روايت مىكرده و در پايان نوشته است با توجه بدانچه نوشتيم درست نيست كه ابن عشرت بلاواسطه از شهيد اوّل روايت كرده باشد و محتمل است ابن عشرت ديگرى بوده كه بلاواسطه از شهيد روايت داشته است - م .