مؤلف گويد ، مراد از جدش ، شمس الدّين حسن بن حسين بابويه قمى است .
و « كيا » واژهء پارسى است و به معناى بزرگ و رئيس است .
به گمانم در يكى از تفسيرهاى مثنوى مولوى چنين يافتهام كه « كيا » به زبان پارسى به معناى بزرگوار است و به گمان من لفظ كيا از لغات مردم گيلان و طبرستان و يا شهرهاى ديگرى است كه در جوار گيلانىها و طبرستانىها زيست مىكنند ، چنانكه نظير اين اسم در ميان آنان مصطلح است و مىگويند : كار كيا ، يعنى بزرگ .
مؤيد اينكه لفظ كيا از واژههاى پارسى است آن است كه مىگويند ، فلانى كياى فلان است يعنى امور آن چيز در دست و اختيار اوست .
و ممكن است « الكها يا الكيا » كه در حال حاضر متداول در ميان مردم تركيه است به همان معنا باشد و عرب ، الكيا را به صورت عربى درآورده و « الكى » گفته و بالاخره الكى هم به معناى بزرگ است و بلكه اصطلاح صحيح آن « الكيا » بوده كه بعدها عوام مردم يا را حذف كرده و ها را به آن افزوده ، و « الكها » گفتهاند .
170 - حسن بن متويه سندى
وى از دانشوران متقدم بوده است .
علامه حلى رحمه اللّه ، در ايضاح اشتباه از وى نام برده است و شيخ فرج اللّه حويزاوى در رجال خود نيز از آن كتاب ياد كرده و متعرض قدح و مدح او نشده است بلكه تصريح نكرده كه ابن متويه از علماى اصحاب ما بوده باشد .
بايد گفت در نسخههايى كه ما از ايضاح الاشتباه ديدهايم ، نام ابن متويه را ، حسين ( به تصغير ) ياد كرده چنانكه ما هم در موضع مناسبش متعرض خواهيم شد .