مؤلف گويد ، از نسخه اجازهء شمس الدّين كه نزد ما موجود است بدست مىآيد كه شمس الدّين از عزّ الدّين روايت مىكرده است و حال آنكه ممكن است اشتباهى از كاتب اتفاق افتاده باشد . و ابن مؤذن جزينى مذكور از شيخ جمال الدّين بن حاج على روايت مىكرده است و جمال الدّين از عزّ الدّين روايت داشته ، بنابراين شمس الدّين به واسطه از عزّ الدّين روايت مىكرده است « 1 » . و توجه به اين نكته هم لازم است كه عزّ الدّين فرزند شيخ طبرسى نبوده ، زيرا ميان اين دو تن فاصله بسيارى است .
167 - حسن بن فقيه
ابن شهرآشوب مىنويسد : وى ، كتابى دارد راجع به اسامى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام .
168 - سيد حسن بن كبش حسينى
وى ، عالمى نبيل و فاضلى جليل و از اصحاب اماميه است و كتابى دارد كه اخبار عديدهاى را كه در محل خود ارزندهاند ، جمعآورى كرده است .
شيخ حسن بن سليمان شاگرد شهيد اوّل ، در كتاب المحتضر از وى ياد كرده ، و كتاب مذكور را به وى نسبت داده و اخبار زيادى را از آن نقل كرده است و ظاهر آن است كه ، سيد حسن از متأخران بوده است چه آنكه ، شيخ حسن در بعضى از مواضع المحتضر مىنويسد ، السيد المرحوم .
169 - سيد حسن كيا بن قاسم بن محمّد حسينى
منتجب الدّين گويد : سيد حسن ، صالحى مقدس و فقيه بوده و مراتب علمى را از جدم ، شمس الاسلام فرا گرفته بوده است .
هامش
( 1 ) - صورت اجازه جزينى در مجلدات اجازه بحار آمده ، و تاريخ آن محرم الحرام سال 884 هجرى است و در آن اجازه خطاب به ميسى فرموده است : و اجزت له الرواية الى ان قال عنى عن الشيخ جمال الدّين بن الحاج على و عن الشيخ عزّ الدّين حسن بن فضل ، ظاهر اين عبارت حاكى است كه جزينى از عزّ الدّين و جمال الدّين روايت مىكرده و اشتباه كاتب در حرف واو عطف است - م .