تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
ناطوا أمورهم برأى فتى * مقدامة ذى مرة شزر
تأسف و ناراحتى قلبى من در دو موضع است در ميان بوستان‌ها و در ساحل دريا ، و متأسف آن كسى است كه بندگان خدا را هدايت مىكند و آن‌ها را به راه حق مىخواند و مخالفان ، او را تازيانه مىزنند و نيروى شنوايى را از او مىگيرند . بيم من از آن است كه خدا را ملاقات كنم و در نابودى دشمنان او عذرى باقى گذارده باشم . با جوانانى سروكار دارم كه خود را در راه او از دست داده‌اند و در انتظار اجر خدا مىباشند . كارهاى خود را در اختيار جوانى درآورده‌اند كه جز تلخ‌كامى و خشمناكى اثر ديگرى ندارد . ابو محمّد ، ده فرزند داشت . پنج تن آن‌ها دختر به نام‌هاى : ميمونه و مباركه و زينب و ام محمّد و ام الحسن . و پنج تن ديگر پسر بودند به نام‌هاى : زيد و محمّد و جعفر و على و احمد . زيد ، فاقد اعقاب بوده است و نيز ابو على محمّد فرزند زيادى نداشت و فرزندش ابو الحسن على ، محدثى در اهواز بود و ابو القاسم جعفر فرزندانش در شيراز و بغداد بودند . و اما ، فرزندش ابو الحسن على اعور در طبرستان بود و از سرايندگان به شمار مىآمد و مادرش ام ولد « 1 » و فرزندى داشت به نام ابو الحسن محمّد . ابو عبد اللّه بن طباطبا نسابه ابقاه اللّه گفته ، كنيه محمّد ابو الحسين است و فرزندانى داشته كه برخى از آن‌ها در بلخ بوده‌اند و ابو عبد اللّه محمّد خليفه خوانده مىشده و محدث و مادرش ام ولد بوده و فرزندانش در بغداد و شيراز و در سرزمين‌هاى ديگر بوده‌اند .
هامش
( 1 ) - عمدة الطالب مىنويسد : ابو الحسن على ، مذهب دوازده امامى داشت و در ضمن ، قصايدى عليه پدرش و همچنين ابن معتز كه قصايدى عليه علوىها سروده بود ، مىسرود و زيديه را به تير زبان خويش هدف هجو قرار مىدادم - م .