مؤلف گويد : در ايروان در يكى از مجموعهها به خط كفعمى نسخهاى از كتاب ، عقد الجواهر فى الجمع بين الاشباه و النظائر را در فقه ديدم كه در آغاز آن به نام مؤلف ابن داود اشاره كرده بود ليكن منظوم نبوده و به سبك نزهة الناظر فى الجمع بين الاشباه و النظائر شيخ نجيب الدّين يحيى بن سعيد حلى كه معاصر با وى بوده تدوين شده بود « 1 » .
باز گويد ، ممكن است تحصيل المنافع شرحى باشد كه ابن داود بر شرايع محقق نوشته و يا شرحى باشد كه بر مختصر النافع او تدوين كرده است .
از طرف ديگر ، سبط شيخ على كركى در رسالهء لمعه در تحقيق امر جمعه كتاب ايضاح المنافع را به ابن داود نسبت داده و ممكن است همان تحصيل المنافع بوده باشد .
مؤلف معاصر در ضمن شرح رجال ابن داود مىنويسد : سيد مصطفى كه اظهار داشته است اشتباهاتى در رجال ابن داود به چشم مىخورد ، اشاره به همان اعتراضاتى است كه وى بر علامه داشته است .
مؤلف گويد ، ظاهر آن است كه ، اشتباهاتى كه سيد نقل كرده ، ايرادهايى است كه سيد مصطفى به ابن داود داشته چنانكه ابن داود دو تن راوى را يكى يا يكى را دو تن دانسته است . و مطالبى از كتابهاى بسيارى نقل كرده كه آن مطالب در آن كتابها نبوده است . به ويژه مطالبى را كه از فهرست و رجال شيخ و امثال آنها نقل مىكند ، در كتابهاى يادشده موجود نمىباشد و امثال اينها از اشتباهات ديگرى كه بنا به قول سيد مصطفى كه
هامش
( 1 ) - در پاورقى مرقوم داشته ، در كتابخانه آية اللّه مرعشى در قم ، نسخه ارجوزه عقد الجواهر موجود است و ممكن است ابن داود دو رساله نظم و نثر به عنوان اشباه و نظائر داشته است - م .