فوا أسفا ان ذاك اللسان * اذ رام معنى أجاب اتباعا
و تلك البحوث التى ما تمل * اذا ملّ صاحب بحث سماعا
فمن ذا يجيب سؤال الوفود * اذا أعرضوا أو تعاطوا نزاعا
و من لليتامى و لابن السبيل * اذا قصدوه عراة جياعا
و من للوفاء و حفظ الاخاء * و رعى العهود اذ الغدر شاعا
سقى اللّه مضجعه رحمة * تروى ثراه و تابى انقطاعا
چه بنايى بنيان شده بنايى كه ارتفاع آن از ستارگان در گذشته است و چه بزرگوارى را حوادث و مكاره بهسوى خود دعوت كردند هرگاه پاى هلاكت در ميان نبوده ، از آنها اطاعت نمىكرد . و چه روشنايى در دل خاك نهان شد و حال آنكه خود او خورشيدى بود كه با تابش خويش ستارگان درخشان را بىنور مىساخت . آرى ، مانند لقبش كه شمس الدّين است خورشيد آسمان هدايت بود ، ليكن صد افسوس كه دست كسوف نقاب ارتحال بر رخسار او افكند و ما را از مراتب علمى درخشانش محروم ساخت . پس چه بسيار متأسفيم از زبانى كه براثر مرگ در كام ماند ، و دم از حقيقتى نزد با آنكه او به مجردى كه آهنگ سخن گفتن مىكرد بلافاصله از هر پرسشى پاسخى بجا مىگفت و بحثهايى را پىگيرى مىكرد ، كه هيچگونه ملالتى در شنونده ايجاد نمىكرد و جز او ديگرى نبود كه بتواند پاسخ افراد گوناگون و خواهنده را بازگو كند .
و چه كسى جز او بود كه بتواند يتيمان و سر راهنشينان را كه برهنه بودند ، بپوشاند .
و چه كسى بود كه هنگام پيدايش مكر و حيله بتواند حفظ حقوق اخوت را بنمايد و به پيمان خود وفا كند . خداى متعال از ابر رحمت خويش جايگاه او را سيراب سازد و خوابگاه او را شاداب گرداند ، و هيچگاه از سيرابى و شادابى جايگاه او انقطاعى حاصل نشود .
مطالبى كه در امل آمده بود در اينجا به اتمام رسيد .