ابن كثير شامى در تاريخش مىنويسد : ابن اقساسى ، در كوفه متولد شده و همانجا رشد كرده و سرايندهاى توانا و از خاندان ادب و رياست و جوانمردى بوده است . او به بغداد آمده و چكامههايى در مدح المقتفى و المستنجد و فرزندش المستضيء و فرزند ديگرش الناصر سروده و از طرف الناصر نقابت سادات عراق را به عهده داشته و اين منصب از سوى او به وى واگذار شده است . وى ، پيرمردى باهيبت و باابهت بوده و بيش از هشتاد سال عمر كرده و سال 593 هجرى درگذشته است « 1 » .
مؤلف گويد : در تاريخ وفات سيد ابو محمّد حسن اشكالى است و آن اين است كه ، هرگاه سيد ابو محمّد پدر سيد ابو الحسن محمّد باشد و سيد ابو الحسن در روزگار سيد مرتضى مىزيسته و به نيابت او سالهايى چند ، عهدهدار امارات حاج بوده و سيد مرتضى سال 436 هجرى رحلت كرده چگونه ممكن است ، پدر ابو الحسن يعنى ابو محمّد سال 593 هجرى درگذشته باشد .
پس ظاهر آن است كه ابو محمّد و ابو الحسن نام دو تن از اعلام سادات باشند كه با يكديگر ارتباط ابوت نداشته باشند و همين معنا هم ايجاب كرده كه قاضى نور اللّه در مجالس در ذيل ترجمه سيد محمّد او را والد ابو الحسن معرفى نكرده و همچنين در تذكره سيد ابو الحسن اظهار نكرده كه وى فرزند سيد ابو محمّد است ( فتأمل ) .
هامش
( 1 ) - ابن كثير در مجلد 13 ، البداية و النهايه پس از شرح فوق مىنويسد : سيد سال 593 فوت كرده و ابن ساعى قصايد بسيارى از وى نقل كرده ، از جمله چند بيت زير است :اصبر على كيد الزما * ن فما يدوم على طريقه
سبق القضاء فكن به * راض و لا تطلب حقيقه
كم قد تغلب مرة * و اراك من سعة و ضيقه
ما زال فى اولاده * يجرى على هذى الطريقة- م .