تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
درخشان ، خلاصه سادات نيكوكار و برگزيدهء دانشمندان ابرار ، سيد حسيب نسيب حسن بن سيد جليل نبيل كبير ، نور الدّين على مشهور به ابن شدقم نايل شدم . او را از كسانى يافتم كه با همت عالى خويش روزگارى را در گردآورى بخشى از علوم شرعيه و ادبيه صرف كرده و در هنگام گفتگو با من ، بسيارى از مباحث علميه و فروع شرعيه را به ميان مىگذارد و به دنبال آن از اين ضعيف درخواست كرد تا به وى آنچه را كه از نظر من روايت آن جايز است ، اجازه دهم . و پس از استخاره به او كه همواره خدا تأييدش فرمايد و او را از هرگونه خيرى بهره‌مند گرداند و سهم كاملى به او ارزانى دارد ، اجازه دادم تا از تمام كتاب‌هاى علماى گذشته و فقهاى سابق خويش روايت كند . به ويژه آنچه را كه اجازهء جد من ، شهيد ثانى كه براى شيخ جليل شيخ حسين بن عبد الصمد حارثى قدّس سرّه نوشته و مشتمل بر آن است به خصوص كتب اربعه ، كه مدار احكام بر آن‌هاست ، براى او اجازه دادم . صاحب مدارك ، مطالب خود را تا آنجا ادامه داده كه مىنويسد : بنابراين ، مولاى اجل آنچه را متذكر شدم و جز از آن از مطالب ديگر كه ، تحت روايت من وارد شده ، براى هركه بخواهد و دوست بدارد روايت كند . و خدا آنچه را كه در راه وى بجا آورده است ، به كرم و منت خود از وى بپذيرد . و در پايان مىنويسد : اين اجازه را بنده نيازمند ، به بخشش خداى تعالى ، محمّد بن على بن ابى الحسن در روز يكشنبه هفدهم محرم الحرام سال 987 هجرى به دست خود نگاشته است . و از آثار او ، زهرة الرياض و زلال الحياض در تاريخ و رساله‌اى در اخبار و فضائل است . پس تا بدينجا اشكالى باقى نماند . آرى ، اشكالى كه هست در روايت نعمة اللّه بن احمد بن خاتون عاملى است كه با آنكه نعمة اللّه خود از شاگردان شيخ على كركى بوده ، چگونه از شهيد ثانى روايت مىكند . و تحقيق اين موضوع ذيل احوال شيخ نعمة اللّه به يارى خدا خواهد آمد .