مؤلف گويد : اين شيخ از مشاهير علما و صلحا و از مردم دستگرد است كه يكى از بلوك جهرود قم بوده و شيخ بدر الدّين ازآنجا كوچ كرده و به قم آمده و متوطن شده است .
و دستگرد همان قريهاى است كه خواجه نصير الدّين طوسى اصلا از مردم يكى از ديههاى آن بوده كه به نام « ورشاة » خوانده مىشده است .
136 - سيد حسن بن على بن حسن بن زهره حلبى
وى ، معاصر با علامه حلى و از اجله نوادگان سيد بن زهره است .
عسقلانى در « الدرر الكاملة » مىنويسد : ابن زهره نقيب الاشراف حلب بوده و ابن حبيب از وى ستايش كرده و سال 711 هجرى در سنين متجاوز از هفتادسالگى درگذشته است . و او برادر حمزه ، پدر علاء الدّين است كه نام او خواهد آمد .
مؤلف گويد : ممكن است اين سيد جليل ، برادر كوچك سيد بن زهره مؤلف غنيه باشد ، و مترجم ما غير از برادر مشهورش ، عبد اللّه بن على است .
در عين حال اخوت وى براى صاحب غنيه بعيد نيست زيرا ، ابن زهره از معاصران ابن ادريس است .
137 - سيد بدر الدّين حسن بن سيد نور الدّين على بن حسن بن على ابن شدقم بن ضامن بن محمّد بن عرمه حسينى مدنى
وى ، از اجلهء علما و صلحاى اماميه و معاصر با شيخ بهايى قدّس سرّه بوده و به هند مسافرت كرده و از شيخ حسين والد شيخ بهايى روايت مىكرده است « 1 » .
هامش
( 1 ) - سيد على خان در سلافه ضمن توصيف از او مىنويسد : در آغاز جوانى به هند مسافرت كرد و دختر يكى از شاهان ( گويا مرادش نظام شاه باشد ) هند را به حباله ازدواج خود درآورد و از اين راه ثروت هنگفتى تحصيل كرده و پس از مرگ پدرزنش همراه همسرش به مدينه منوره بازگشت و بار ديگر هم به هند برگشت و همانجا درگذشت . از اشعار اوست :لا بد للانسان من صاحب * يبدى له المكنون من سرّه
فاصحب كريم الاصل ذا عفة * تأمن و آن عاداك من شده- م .