همسايهء ما ، مادام كه در ميان ما زيست مىكند از كرم و احسان ما بهرهمند مىشود و هرگاه هم از منزل ما بيرون برود - بازهم از كرامت نسبت به او فراموش نمىكنيم .
به دنبال اين آشنايى و ميهماننوازى ، از من استجازه كرد و من خواسته او را اجابت كردم و تير آرزوى او را به هدف رسانيده و آب خواستهء او را به نهر اميد ، جارى گردانيدم . چه آنكه اصول دانشها از خاندان ايشان است و روايت علوم از خود ايشان بوده پس به خود ايشان و سه تن از پسرانش به نام سيد على و سيد حسين و سيد محمّد و خواهرشان ام الحسين كه خدا او را از طول بقايشان و ايشان را هم از طول بقاى او برخوردار گرداند ، اجازه دادم به تمامى اجازهى كه شيخ اعظم افخم ، اوحد امجد اكرم ، اعلم جمال مجتهدان و وارث علوم ائمه هادين ، زين الدنيا و الدّين ، قدس اللّه روحه الزكية ( شهيد ثانى ) به ما اجازه داده است .
و همچنين بديشان اجازه دادم تا همگى آثار مرا از آنچه تأليف كرده و به صورت نظم و نثر از معقول و منقول گرد آوردهام به هرطور كه بخواهند مشروط به آنكه شرايط روايت را كه در ميان علماى درايه معمول است رعايت كنند . و من اين اجازه را به زبان ادا كردم و به خط خود نوشتم و تاريخ آن 19 ذي حجة الحرام سال 983 هجرى در مكه مكرمه بوده است » .
و خود ابن شدقم ، در آغاز كتاب الجواهر النظامشاهيه كه كتابى است مشتمل بر اخبار بسيارى در احوال ائمه عليهم السّلام و محاسن اخلاق و اعمال و غير اينها از طرق اصحاب مىنويسد :
« خبر داد ما را به آن حديث ، شيخ علامهء ما محدث متقن ، شيخ حسين ابن عبد الصمد حارثى جبعى در مكه مكرمه در روز عيد غدير سال 983 هجرى در منزل خودم طبق اجازهاى كه از شيخ علامه امام محدثان و خاتم مجتهدان ، زين ملت و دين ، شهيد ثانى رحمة اللّه و جعل الجنة مثواه داشته ، از استادش شيخ على بن عبد العالى ميسى و از شيخ فاضل احمد بن خاتون .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٤٧