باب بيست و سوم امام حسين عليه السلام عليه برخى از آنهائى كه با وى نبرد مىكردند نفرين كرد و خدا هم نفرين آن حضرت را به اجابت رسانيد
[ هيثمى در مجمع 9 / 193 ] به سند خود ، از « ابن واثل » - يا « وائل بن علقمه » - روايت كرده كه مىگفت : من شاهد بودم كه مردى در برابر گروهى ايستاد و گفت : آيا حسين در ميان شماست ؟ پاسخ دادند : آرى . او گفت : ( اى حسين ) تو را به دوزخ مژده مىدهم . امام حسين عليه السلام فرمود : پيش از اين مرا به پروردگارى مژده دادهاند كه رحمتش جهانيان را فرا گرفته است و شفاعت شفعاء را مىپذيرد و موجودات عالم در هر پايهاى كه باشند از وى اطاعت مىكنند . سپس امام حسين عليه السلام فرمود : تو كيستى كه مرا به دوزخ بشارت مىدهى ؟ در پاسخ گفت : من ، « جويره » - يا « جويزه » - هستم . امام حسين عليه السلام بر او نفرين كرد و فرمود :
پروردگارا ! او را به دوزخ و اصل كن . طولى نكشيد اسب او رم كرد و در حالى كه پايش به ركاب اسب گير كرده بود ، به زمين افتاد و اسب رم كنان او را به اين طرف و آن طرف برد . به خدا سوگند ! تمام اعضا و جوارح او از يكديگر گسيخت و هيچ