روايت مىكند ، هنگامى كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد ، شترى از آن حضرت به دست چپاول آنان افتاد . آن حيوان را كشتند و هنگامى كه پخته شد ، همهء گوشت آن حيوان ، مانند خون بود ! « طبرانى » اين روايت را نقل كرده و رجالش موثّق هستند .
[ همان كتاب 9 / 196 ] به سند خود ، از « حميد طحان » روايت مىكند كه در قبيلهء خزاعه بودم ، از جمله چيزهائى كه از امام حسين عليه السلام چپاول شده بود و به آن قبيله آورده بودند ، يك شتر بود . مردم آن قبيله گفتند : اين شتر را نحر كنيم و يا معامله نمائيم ؟ كسى كه شتر را آورده بود گفت : مىخواهم آن را نحر كنيد .
« حميد » گفت : سپر را براى نحر كردن آن حيوان آماده ساختم ، همين كه شتر را خوابانيده و سپر را به زمين گذاشتم و آماده كشتن آن بوديم ، ناگهان آتشى از آن سپر مانند آب فوران كرد ! « طبرانى » اين حديث را نقل كرده است .
[ صواعق محرقه ابن حجر ص 119 ] به سند خود ، نقل مىكند كه در ميان همدستان « ابن زياد » ، گروهى مأمور بودند تا از سر مطهّر امام حسين عليه السلام نگهدارى كنند و همين گروه مقدارى درهم و دينار از لشكر امام حسين عليه السلام غارت كرده بودند . وقتى كه خواستند آن مبلغ را در ميان خود تقسيم نمايند ، همين كه سر كيسهها را گشودند ، ديدند همهء آنها به سفال تبديل شده است ! در حالى كه در يك طرف آنها نوشته شده است : * ( وَلا تَحْسَبَنَّ ا لله غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ) * ؛ و به روى ديگرش نوشته است : * ( وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ ) * !
[ همان كتاب ص 119 ] معمول نگهبانان سر مطهّر امام حسين عليه السلام آن بود كه هرگاه در مكانى فرود مىآمدند ، سر مطهّر را بر فراز نيزهاى نصب مىكردند و خود گرداگرد آن نيزه مىنشستند و به كارهايى كه در خور آنان بود مىپرداختند .
در يكى از منازل ، در كناب دير راهبى منزل كردند و طبق معمول سر مطهر را بر
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 287
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٨٧