آنجا كه حق تعالى منزه از آنست كه جسم باشد ، اثر خشم و غضب خود را بر دشمنان حسين عليه السلام ، به قرمزى افق هويدا كرده است ، و اين به جهت اظهار بزرگى جنايت مىباشد .
[ تهذيب التهذيب ابن حجر 2 / 354 ] به سند خود ، از « ابن معين » از « جرير » از « يزيد بن زياد » روايت مىكند كه او گفت : سالى كه امام حسين عليه السلام به شهادت نائل آمد ، من چهارده سال داشتم و همان روزها شنيدم كه آثارى در پى شهادت آن حضرت در لشكر مخالفان ظاهر گرديده ، از جمله آنكه گياهان ورس « 1 » در لشكرگاه آنها خاكستر شد ، و آسمان سرخگون گرديد ، و در لشكرگاه شترى را نحر كردند ولى گوشت شتر به شكل گوشت گاو درآمد ! سپس از « حميدى » از « ابن عيينه » از جدّهاش - « امّ ابيه » - نقل مىكند كه پس از شهادت حسين عليه السلام ، گياهان ورس مخالفان خاكستر شد و ديدم گوشتى را كه مىخواستند بخورند مثل اين بود كه آتش در آن نهاده بودند !
[ همان كتاب 2 / 354 ] به سند خود ، از « يعقوب بن سفيان » از « سليمان بن حرب » از « حماد بن زيد » از « معمّر » نقل مىكند ، « زهرى » نخستين بار با سخن گفتن در مجلس « وليد بن عبد الملك » شناخته شد و شهرت يافت . « وليد » از حاضران در آن مجلس پرسيد : كداميك از شما مىداند كه در روز شهادت حسين عليه السلام ، چه اتّفاق غير منتظرهاى از سنگهاى بيت المقدس به ظهور رسيد ؟
« زهرى » گفت : در روز شهادت امام حسين عليه السلام هيچ سنگى را در بيت المقدس از جا برنمىداشتند ، مگر اينكه در زير آن سنگ ، خون تازهاى مىيافتند !
[ هيثمى در مجمع 9 / 196 ] به سند خود ، از « زهرى » روايت مىكند كه « عبد الملك » خطاب به من گفت : اگر بگوئى در روز شهادت حسين عليه السلام چه
هامش
« 1 » ورس : همان اسپرك است كه گياهى است شبيه به كنجد با برگهاى سبز رنگ كه از رنگ آن براى رنگ كردن لباسها استفاده مىشود و در يمن زياد مىرويد و لباس ورسى ، لباس سرخ رنگ را گويند . ( ويراستار )