از مردم ثمود ، شتر حضرت صالح عليه السّلام را پى كرد .
« عبد بن حميد » و « ابن عساكر » اين حديث را روايت كردهاند .
[ كنز العمال 6 / 412 ] از « سعيد بن مسيب » روايت مىكند كه به خاطر دارم در يكى از روزها ، حضرت على عليه السّلام را بر فراز منبر ديدم كه مىفرمود : به زودى اين ( محاسن ) از اين ( خون سرم ) رنگين مىشود پس چه چيز آن شقى را باز داشته است كه اقدام نمىكند ؟ پس از آنكه اين سخن را از آن حضرت شنيدم با خود گفتم از بيان على عليه السّلام به دست مىآيد كه وى ادعاى علم غيب مىكند . اين انديشه در خاطرم بود تا وقتى كه على عليه السّلام به شهادت رسيد ، دانستم كه طبق عهدى كه با او شده ، از اين واقعه خبر داشته است . « ابن عساكر » اين حديث را نقل مىكند .
[ نور الابصار شبلنجى ص 97 ] در « فصول المهمه » آمده است كه در يكى از روزها كه حضرت على عليه السّلام بر فراز منبر بود ، يكى از حاضران از حضرت على عليه السّلام سؤال كرد : مصداق اين آيه چيست كه خدا مىفرمايد : * ( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا الله عَلَيْه فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَه وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ) * ؛ مردانى از مؤمنانند كه به پيمان خدا براستى رفتار كردند ، برخى از آنها درگذشته و برخى از ايشان در انتظار فرا رسيدن مرگ مىباشند . على عليه السّلام در پاسخ فرمود :
خدايا طلب غفران مىكنم ! آرى اين آيه دربارهء من و عمويم ، « حمزة » و عموزادهام ، « عبيدة بن حارث بن عبد المطلب » ، نازل شده است . « عبيدة » در روز بدر و « حمزة » در روز احد به شهادت رسيدند و من در انتظارم كه شقىترين مردم بيايد و محاسنم را از خون سرم رنگين كند و اين پيمانى است ميان من و دوستم ابو القاسم صلَّى اللَّه عليه و آله ! مؤلف گويد : « ابن حجر » اين حديث را در [ صواعق ص 80 ] نقل مىكند
.
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 435
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٣٥