تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
داشته است كه مرا از پاى درآورد ؟ پروردگارا ! گواه باش كه من از اين مردم بيزارم و آنها هم از من اظهار تبرى و بيزارى مىكنند ؛ پروردگارا ! مرا از دست اينها رها كن و ايشان را هم از دست من برهان . [ همان كتاب 3 / قسم 1 / 22 ] به سند خود ، از « عبيد الله » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : يا على ! سيه‌بختترين گذشتگان و آيندگان كيست ؟ على عليه السّلام گفت : خدا و رسول داناترند . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : سيه‌بختترين گذشتگان ، پى كنندهء شتر حضرت صالح عليه السّلام است و بدبختترين آيندگان ، آن كسى است كه بر سر تو ضربت مىزند و در اين هنگام پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله به محل ضربت ، اشاره فرمود . [ تاريخ بغداد خطيب بغدادى 1 / 135 ] به سند خود ، از « جابر بن سمره » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از على عليه السّلام ، پرسيد : بدبختترين گذشتگان كيست ؟ در پاسخ به عرض رسانيد : پى كنندهء شتر حضرت صالح عليه السّلام ، پرسيد : سيه‌بختترين آيندگان كيست ؟ در پاسخ گفت : خدا و رسول او را مىشناسند . فرمود : آن كسى است كه تو را به شهادت مىرساند ! مؤلف گويد : « متّقى » اين حديث را در [ كنز العمال 6 / 398 ] روايت كرده و اظهار مىدارد كه « ابن عساكر » هم اين حديث را نقل مىنمايد . در ذيل آيه * ( هذِه ناقَةُ الله لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ الله وَلا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ) * ( سوره اعراف ، آيه 73 ) ؛ ( صالح گفت : ) اين « ناقهء » الهى براى شما معجزه‌اى است ؛ او را به حال خود واگذاريد كه در زمين خدا ( از علفهاى بيابان ) بخورد و آن را آزارى نرسانيد ، كه عذاب دردناكى شما را خواهد گرفت ! « زمخشرى » در « كشاف » و « فخر رازى » در « تفسير كبير » حديث مورد بحث را نقل كرده‌اند . [ اسد الغابة ابن اثير 4 / 34 ] به سند خود ، از « صهيب » روايت مىكند كه على عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از من پرسيد : شقىترين گذشتگان چه كسى است ؟ در پاسخ عرض كردم : پى كنندهء شتر حضرت صالح عليه السّلام . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سخن مرا
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 433 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى