تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
سنگى در كنار دريا نشست و استفراغ كرد و يك چهارم انسانى را قى كرد ، آنگاه به آسمان پرواز كرد . اندكى از چشمم دور شد . سپس بازگشت و يك چهارم ديگر آن را استفراغ نمود و به هوا برخاست . پس از اندكى باز آمد و يك چهارم آن را قى كرد و به آسمان بلند شد . مرتبه چهارم باز آمد و يك چهارم آخر آن را قى كرد و انسان كاملى از پيوستن آن چهار قسمت شكل گرفت . از آنچه ديده بودم حيرتزده شدم ! طولى نكشيد ديدم همان پرنده بازگشت و نوك و چنگال بر وى تيز كرد و يك چهارم آن را بلعيد و به آسمان بالا رفت . پس از اندك فاصله‌اى آمد و يك چهارم ديگر از آن را بلعيد و به آسمان پرواز كرد . پس از اندكى باز آمد و يك چهارم آن را بلعيد و به آسمان صعود كرد و دفعهء چهارم آمد و آخرين قسمت آن را بلعيد و به آسمان رفت . از اين پيشآمد غير منتظره و بىسابقه به فكر فرو رفتم و افسوس خوردم كه چرا از وى نپرسيدم كه كيستى و حكايت تو چيست ؟ روز ديگر همان پرنده بر روى همان سنگ نشست و همان كار ديروز را انجام داد . هنگامى كه چهار قسمت او به هم پيوست و انسان كاملى شد و پرنده به آسمان پرواز كرد ، از « دير » بيرون آمده و با سرعت نزد او رفتم و او را به خدا سوگند دادم كه كيستى ؟ وى در پاسخ من ، ساكت ماند و جوابى نداد . بار ديگر او را به خدائى كه وى را آفريده است ، سوگند دادم تا خودش را معرفى نمايد . اين بار در پاسخ من گفت : « ابن ملجم » هستم ! پرسيدم : حكايت تو با اين پرنده چيست ؟ گفت : على بن ابيطالب عليه السّلام را كشتم و از آن هنگام ، خداى تعالى اين پرنده را بر من گماشته است و آنچه را كه ديدى ، همه روزه با من انجام مىدهد ! تا به اينجا گفتگوى من با پسر « ملجم » به پايان رسيد و به « دير » خود بازگشتم . فرداى آن روز از « دير » ام بيرون آمده از شخصيت و محل زندگى على بن ابيطالب عليه السّلام جويا شدم . به من گفتند : او پسر عموى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله است . اين بود كه بلافاصله اسلام اختيار كردم و به قصد حج بيت الله به خانهء او آمدم و در ضمن آن تصميم داشتم مرقد مطهّر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را هم زيارت كنم .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 437 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى