تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
يا گفت كه از مدينه - همراه داشته‌ام ! در همان صفحه از « اعمش » روايت مىكند كه حضرت على عليه السّلام روز و شب را سپرى مىكرد ، در حالى كه آن مقدار غذائى كه از مدينه برايش مىآوردند مىخورد . [ همان كتاب 1 / 81 ] به سند خود ، از « ابو عمرو بن علا » از پدرش روايت مىكند كه حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام در ضمن خطابه‌اى خطاب به مردم فرمود : به آن خدائى كه جز او خداى ديگرى نيست ، از غنائم شما بجز از آنچه هم اكنون به شما ارائه مىدهم ، بهرهء ديگرى ندارم . سپس دست در ميان آستين پيراهنش برد و شيشه‌اى را بيرون آورد و فرمود : اين شيشه را آزاد شدهء من ، « دهقان » به من اهدا كرده است . مؤلف گويد : در جلد 9 صفحه 53 روايت مىكند كه « علا » مىگويد : از حضرت على عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : از زمانى كه وارد كوفه شدم تاكنون بهره‌اى از شما نبردم ، مگر همين شيشه كه آزاد شدهء من ، « دهقان » ، به من هديه كرده است . [ متقى در كنز العمال 6 / 40 ] روايت مىكند كه حضرت على عليه السّلام در ضمن خطابه‌اى فرمود : اى مردم ، به خداى يكتا سوگند ! از بيت المال شما ، از كم و زياد آن ، چيزى در اختيار نياوردم ، مگر همين شيشه را ؛ آنگاه شيشه‌اى را از آستين پيراهنش بيرون آورد كه در آن عطر بود و فرمود : اين شيشه را هم « دهقان » به من هديه كرده است . همچنين « متّقى » مىنويسد كه گروهى از محدثان اين حديث را روايت كرده‌اند . [ اسد الغابة ابن اثير 4 / 24 ] به سند خود ، از « عبد الملك بن عمير » روايت مىكند كه مردى از ثقيف گفت : حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام كارگزارى شهر شاپور را به عهده من در آورد و در ضمن دستورى كه به من داد ، فرمود : در گرفتن مالياتى كه يك درهم است ، كسى را كه قدرت پرداخت ندارد ، تازيانه