تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
اصفهان حضور حضرتش تقديم شد . حضرت على عليه السّلام آنها را به هفت قسمت تقسيم نمود و گرده نانى هم در ميان آنها بود كه آن را هم به هفت قسمت تقسيم نمود و هر تكَّه از نان را روى هفت قسمت از آن مبلغ مىگذاشت . آنگاه قرعه زد تا مشخص شود كه هر قسمت از آنها به چه كسى از حقوق بگيران بيت المال داده شود . « احمد » و « قلعى » اين حديث را روايت مىكند . از « ابو صالح » روايت مىكند كه گفت : به حضور « امّ كلثوم » ، دختر امير المؤمنين على عليه السّلام ، شرفياب شدم و اين در حالى بود كه « ام كلثوم » موهاى سرش را شانه مىزد . در اين هنگام امام حسن و امام حسين عليهما السلام آمدند و به خواهرشان ، « ام كلثوم » كه موهاى خود را شانه مىزد ، گفتند : آيا غذائى به « ابو صالح » نمىدهيد ؟ « ابو صالح » گويد : كاسهء نخود آبى را براى من آوردند ! گفتم : آيا شما كه امراى مردميد ، چنين غذائى را به من مىدهيد ؟ ! « ام كلثوم » فرمود : اى ابا صالح ! اى كاش امير المؤمنين على عليه السّلام را ديده بودى هنگامى كه مقدارى ترنج به حضورش آوردند . و امام حسين عليه السّلام وارد شد و بلافاصله بسوى ترنجها رفت و يك ترنج را برداشت ، حضرت على عليه السّلام ترنج را از دست امام حسين عليه السّلام گرفت و دستور داد آنها را در ميان مردم تقسيم كنند ! [ هيثمى در مجمع 9 / 158 ] از « ربعى بن خراش » روايت مىكند كه در يكى از روزها ، « ابن عباس » از « معاويه » اجازه گرفت تا به ديدارش برسد . همان هنگام شكم بارگان قريش در كاخ او حضور داشتند و « سعيد بن عاص » هم در جانب راست او نشسته بود . « معاويه » همين كه ديد « ابن عباس » دارد بسوى آنها مىآيد ، خطاب به « سعيد » گفت : اكنون كه « ابن عباس » بر ما وارد مىشود ، به خدا سوگند ! مسائلى از او سؤال خواهم كرد كه از پاسخ آنها عاجز بماند . « سعيد » گفت : بر خلاف انتظار شما ، « ابن عباس » كسى نيست كه از پاسخ به پرسشهاى تو
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 345 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى