[ همان كتاب 4 / 197 ] به سند خود ، از « عمرو بن دينار » از مرد مصرى روايت مىكند كه « عمرو عاص » هدايائى به مردم مىداد و به « عمّار » بيشتر از ديگران داد . وقتى علتش را پرسيدند ، در پاسخ گفت : از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : او را مردمى ناستوده و بدكار مىكشند .
[ همان كتاب 6 / 289 ] به سند خود ، از « امّ سلمه » روايت مىكند كه گفت :
فراموش نمىكنم در روز خندق ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به اصحاب خود كه مشغول حفر خندق بودند ، شير مىداد و در حالى كه موهاى سينهء مباركش گردآلود بود ، فرمود :
پروردگارا ! خوبى ، خوبى آخرت است . اينك مهاجر و انصار را بيامرز . در اين هنگام « عمّار » را ديد ، فرمود : پسر « سميّه » را گروهى ستمگر مىكشند .
[ مسند ابو داود طيالسى 3 / 90 ] به سند خود ، از « عبد الله بن هذيل عنزى » روايت مىكند ، هنگامى كه « عمّار » باتفاق اصحاب مشغول بيرون آوردن سنگ از خندق بود ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به نظر ترحّم و توجه نگريسته و فرمود :
« عمار » به دست گروهى از بدكاران از پاى در مىآيد .
[ حلية الاولياء ابو نعيم 4 / 172 ] به سند خود ، از « زيد » روايت مىكند كه « عمار » از قريش و قريش از « عمار » بدگوئى مىكردند سرانجام قريش ناراحت گشته بر او حملهور شدند و او را مضروب ساختند . « عمار » از اين پيشآمد خانه نشين شد . در يكى از روزها ، « عثمان » به عيادتش رفت . پس از آنكه از خانه « عمار » خارج شد ، بلافاصله منبر رفت و گفت : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه خطاب به « عمار » ، مىفرمود : تو را فرومايگان مىكشند و كشندهء تو دوزخى است .
[ تاريخ بغداد خطيب بغدادى 13 / 186 ] به سند خود ، از « علقمه » و « اسود » روايت مىكند ، هنگامى كه « ابو ايوب » از صفّين بازگشت ، به ديدار او رفتيم ( تا آنجا كه گويد : ) « ابو ايوب » اظهار داشت : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه خطاب به « عمار » ، مىفرمود : اى عمّار ! گروه ستمگر و پليد كردار تو را مىكشند
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 274
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٧٤