تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
[ اسد الغابة ابن اثير 2 / 143 ] در ضمن شرح حال « ذو الكلاع » مىنويسد : « ذو الكلاع » به شام رفت و در آنجا ماندگار شد . هنگامى كه فتنه صفّين بوجود آمد ، او سرپرستى امور جنگى را به عهده گرفت ( و به كمك « معاويه » شتافت ) و در همان جنگ هم كشته شد . گويند كه كشته شدن او موجبات خرسندى « معاويه » را فراهم ساخت . و اين بدان جهت بود كه « ذو الكلاع » از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده بود كه « عمار » به دست بدكرداران و ستم پيشه‌گان كشته خواهد شد . هنگامى كه با « معاويه » و « عمرو عاص » ملاقات كرد ، گفت : چگونه با على عليه السّلام و « عمار » نبرد كنيم ؟ هر دو تن گفتند : احساس ناراحتى نكن كه به زودى « عمار » براى يارى بسوى ما خواهد آمد . ( ولى « ذو الكلاع » به اين حرف قانع نشد و مىخواست به لشكريان على عليه السّلام بپيوندد كه به طريق مرموزى او را كشتند ) هنگامى كه « ذو الكلاع » و « عمّار » كشته شدند ، « معاويه » از كشته شدن « ذو الكلاع » اظهار خوشوقتى كرد و گفت : اگر « ذو الكلاع » زنده مىماند ، همراه نيمى از مردم به على مىپيوستند . [ همان كتاب 2 / 217 ] « زهرى » از « ابو السرو » از « زياد قرد » روايت مىكند كه او از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده كه به « عمّار » فرمود : گروهى ستمگر تو را مىكشند . [ الامامة و السياسة ابن قتيبة ص 106 ] دربارهء شهادت « عمّار ياسر » ، مىنويسد : در روز صفّين ، « عمار ياسر » مىگفت : امروز است كه دوستان خويش يعنى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله و يارانش را ملاقات مىكنم . به دنبال اين شعار پر افتخار همراه با جمعى از همدستان حقيقت مدارش به ميدان رفت و نبرد كرد تا سرانجام با دو تن از قاسطان رويارو شد و به دست آنها به شهادت رسيد . و سر از تنش جدا كرده بسوى « معاويه » گسيل شدند . و آن دو نفر با هم نزاع مىكردند در اينكه چه كسى موفق به كشتن « عمار » شده است . « عمرو عاص » گفت : به خدا سوگند ! نزاع شما
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 277 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى