تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
[ مستدرك حاكم 2 / 148 ] از « خالد عربى » نقل است كه گفت : من و « ابو سعيد خدرى » بحضور « حذيفه » رسيديم . گفتيم : اى ابا عبد الله ! آنچه را ويژهء ظهور فتنه ، از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده‌اى به اطلاع ما برسان . « حذيفه » گفت كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مىفرمود : همواره بر محور قرآن بچرخيد و پيوسته دل به قرآن ببنديد . سؤال كرديم كه اگر مردم اختلاف كردند و دم از مخالفت زدند در آن حال با چه كسى همراه باشيم ؟ فرمود : به گروهى بپيونديد كه « ابن سميّه » با آنهاست و پيوسته با آن گروه به سر ببريد كه دائر مدار كتاب خداست و در محور آن بچرخيد . پرسيدم : يا رسول الله ! ابن سميّه كيست ؟ فرمود : مگر او را نمىشناسى ؟ عرض كردم : وى را بطور مشخص معرفى فرمائيد . فرمود : « ابن سميه » ، « عمار ياسر » است . « حذيفه » گويد : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه خطاب به « عمار » مىفرمود : اى ابا يقظان ! نخواهى مرد مگر آنكه گروه بدكردار و ستمگرى تو را به شهادت خواهند رساند . « حاكم » گويد : حديث مزبور ، حديثى است كه به طرق مختلف و با سندهاى صحيح ، روايت شده است . [ همان كتاب 3 / 385 ] به سند خود ، از « عمارة بن خزيمة بن ثابت » روايت مىكند كه « خزيمة » گفت : جنگ جمل را دريافتم ليكن شمشير نكشيدم ؛ جنگ صفّين را دريافتم و با خود گفتم كه در اين جنگ « عمّار ياسر » شركت دارد و من حاضر نيستم با شهادتى كه براى « عمّار » پيش مىآيد خودم را به گمراهى دچار كنم . بهتر ديدم كه در انتظار باشم و ببينم چه كسى او را به قتل مىرساند ؛ زيرا به خاطر دارم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به « عمار » ، فرمود : اى عمار ! گروه ستمگر و متجاوز تو را مىكشند . پس از آنكه « عمار » به شهادت رسيد ، « خزيمة » گفت : اينك دانستم كه گمراه كيست . آنگاه قدم پيش نهاد و آماده مبارزه شد . كسى