چنين روزى بود كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : چگونه خواهد بود هنگامى كه سگان حوأب بر يكى از شما پارس مىكنند ! « طبرانى » حديث مزبور را در « الاوسط » روايت مىكند .
[ كنز العمال 6 / 83 ] از « عايشه » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به همسرانش فرمود : سگان حوأب بر كداميك از شما پارس مىكنند ؟ جريان حوأب از اين قرار بود كه شب هنگام « عايشه » به يكى از آبهاى بنى عامر وارد شد و سگان حوأب بر او پارس كردند . وى پرسيد : آب اينجا چه ناميده مىشود ؟ در پاسخ گفتند : آب حوأب . « عايشه » از شتر پياده شد و گفت : چارهاى نيست جز اينكه باز گردم ؛ براى اينكه در يكى از روزها از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : چگونه خواهد بود هنگامى كه سگان حوأب بر يكى از شما پارس كنند ؟ در پاسخ گفتند :
اى مادر مؤمنان ! تو براى صلح دادن آمدهاى ( تو براى وصل كردن آمدى ) ! ! « ابن ابى شيبه » و « نعيم بن حمّاد » اين حديث را در « الفتن » نقل كردهاند .
[ استيعاب ابن عبد البرّ 2 / 745 ] به سند خود ، از « ابن عباس » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به همسرانش فرمود : كداميك از شما بر شتر پر مو مىنشيند و گرداگردش مردم بسيارى كشته مىشوند و خودش نجات مىيابد ؟
« ابن عبد البر » اظهار مىدارد كه اين حديث از دليلهاى نبوت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله به حساب مىآيد .
[ الامامة و السياسة ابن قتيبه ص 55 ] به مناسبت رفتن « عايشه » و « طلحه » و « زبير » به بصره ، مىنويسد : هنگامى كه در طى مسير به آب حوأب رسيدند ، سگان آنجا بر « عايشه » پارس كردند . وى به « محمد بن طلحه » ، گفت :
اين آب را چه مىنامند ؟ در پاسخ گفت : آب حوأب . « عايشه » گفت : چارهاى ندارم جز اينكه از اين سفر صرف نظر كنم . پرسيد : چرا ؟ گفت : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه خطاب به همسرانش مىفرمود : كداميك از شماست كه سگان حوأب بر او
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 258
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٥٨