تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
[ مسند امام احمد حنبل 6 / 97 ] به سند خود ، از « قيس بن ابى حازم » نقل مىكند ، هنگامى كه « عايشه » به حوأب وارد شد و پارس سگان آنجا را شنيد ، گفت : چاره‌اى نيست جز اينكه از اين سفر صرف نظر كنم ؛ چرا كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به ما ، همسرانش فرمود : كداميك از شماست كه سگان حوأب بر او پارس مىكنند ؟ « زبير » گفت : چگونه ممكن است از اين سفر ، صرف نظر كنى در حالى كه اميد آن مىرود كه خداى تعالى با حضور تو سازشى در ميان مردم برقرار سازد ! مؤلف گويد : « هيثمى » اين حديث را در [ مجمع 7 / 234 ] ، « امام احمد » ، « ابو يعلى » و « بزّاز » روايت كرده‌اند و سند حديث « امام احمد » صحيح است . [ اصابهء ابن حجر 8 / قسم 1 / 111 ] در طى شرح حال « سلمى » دختر « مالك بن حذيفه » ، مىنويسد : « سلمى » اسير شد و به كنيزى « عايشه » درآمد . « عايشه » او را آزاد كرد و در اختيار پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله درآمد . او مىگويد : در همان اوقات رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به همسرانش فرمود : به راستى يكى از شماست كه سگان حوأب بر او پارس مىكنند . [ هيثمى در مجمع 7 / 234 ] از « ابن عباس » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به همسرانش فرمود : اى كاش مىدانستم كداميك از شما بر شتر پر مو مىنشيند و خروج مىكند و سگان حوأب بر او پارس مىكنند و مردم بسيارى از جانب راست و چپ او كشته مىشوند و او سرانجام رهائى پيدا مىكند . « بزّاز » اين حديث را روايت كرده و سندش صحيح است . مؤلف گويد : « عسقلانى » اين حديث را در [ فتح البارى 16 / 165 ] روايت كرده و مىگويد : « بزّاز » اين حديث را روايت كرده و رجالش از ثقاتاند . [ همان كتاب 8 / 289 ] از « عايشه » روايت مىكند . سالى يك روز همسران رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بحضور آن حضرت شرفياب مىشدند و همان روز را تا شب حضور ايشان بسر مىبردند ( حديث را ادامه داده تا آنجا كه مىگويد : ) در