تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
آنگاه على عليه السّلام به « زبير » ، فرمود : اى ابا عبد اللَّه ! چه شده كه اينجا آمده‌اى ؟ عرض كرد : براى خونخواهى « عثمان » آمده‌ام . حضرت على عليه السّلام با شگفتى فرمود : تو براى خونخواهى « عثمان » آمده‌اى ؟ ! خداى تعالى قاتل او را بكشد ! اينك اى زبير ! تو را به خدا سوگند مىدهم ، آيا آن روز را به ياد دارى در حالى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به تو تكيه داده بود ، از كنارم عبور كرديد و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله با لبخند شيرينى بر من سلام كرد و سپس به تو التفاتى كرد و فرمود : اى زبير ! تو با على خواهى جنگيد و در حقش ستم خواهى نمود . « زبير » گفت : آرى به خدا مىدانم كه حضرت چنين فرموده بود . حضرت على عليه السّلام فرمود : پس چرا به جنگم آمده‌اى ؟ ! « زبير » گفت : به خدا سوگند ! آنچه را بيان فرمودى از خاطر برده بودم . و اگر آن فرمايش رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را به خاطر داشتم ، بر تو خروج نمىكردم و براى ستيز نمىآمدم . در اين خصوص اخبارى به نظر رسيده كه مناسب مىدانيم آنها را در پايان اين باب بياوريم . 1 - « هيثمى » در [ مجمع 7 / 27 ] از « مطَّرف » نقل كرده است كه به « زبير » گفتيم : چه چيزى باعث شده كه در اين معركه حاضر شوى ؟ آرى اى زبير ، شما بوديد كه خليفه ( « عثمان » ) را ضايع كرديد و سپس او را كشتيد و اكنون ادّعاى خونخواهى او را داريد ! ! « زبير » گفت : ما آيهء * ( وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً ) * را در روزگار رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و خلافت « ابو بكر » و « عمر » و « عثمان » ، مىخوانديم ولى نمىپنداشتيم كه خودمان هم به اين « فتنه » گرفتار خواهيم شد ! « هيثمى » مىگويد : « امام احمد » اين حديث را به دو سند روايت كرده و سند يكى از آن دو حديث را صحيح دانسته است . 2 - « ابن عبد البرّ » در [ استيعاب 1 / 207 ] در شرح حال « طلحة بن عبيد الله » ، مىنويسد : « طلحة بن عبيد الله » در روز جمل ، براى جنگ با على عليه السّلام حضور