تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
خود از شهر بيرون رفت و آثار قدم و خصوصيات ديگر ايشان را مورد شناسائى خود قرار داد و پا به پاى آنان حركت كرد تا به كوهى رسيد كه آنان در غار آن كوه جاى گرفته بودند . « دقيانوس » از كوه بالا رفت تا به در غار رسيد . توجهى به آنان كرد كه پهلو بر زمين گذاشته و به خواب رفته‌اند . « دقيانوس » به همراهان خود گفت : هرگاه بخواهم آنها را شكنجه كنم بهتر از شكنجه‌اى كه خود آنها براى خويش آورده‌اند ، شكنجه‌اى نخواهد بود ؛ براى همين دستور داد ، بنّاها در آن غار را با گچ و سنگ ، مسدود كردند . سپس خطاب به همراهانش گفت : به آنان بگوييد اگر راست مىگوييد ، از خداى آسمان بخواهيد تا شما را از غارى كه اكنون با گچ و سنگ مسدود شده است ، بيرون بياورد . بارى مدت سيصد و نه سال در آن غار بدان كيفيت كه بود گذشت ، تا اينكه خداى تعالى اراده كرد ، روح در ايشان دميده شود . پس از نفخ روح مانند اينكه از خواب بيدار شده باشند از جاى برخاستند . بيدارى آنان همزمان با طلوع آفتاب بود . يكى به ديگرى گفت : شگفتا ! كه ما ديشب را به غفلت گذرانيديم و از عبادت شبانه غفلت كرديم . اكنون از غار بيرون شويم و از چشمه آب ، طهارت به عمل آوريم . به اين انديشه از غار بيرون رفتند ، بر خلاف انتظار ديدند كه چشمه و درختها خشك شده و اثر از چشمه و سرسبزى درختها نيست ! به يكديگر گفتند : شگفتا ! كه در يك شب ، هم چشمه خشك شده ، و هم درختها نابود گشته‌اند . در آن حال ، احساس گرسنگى كردند و گفتند : كداميك از ما حاضر است مبلغ پولى را به شهر ببرد و براى رفع گرسنگى غذائى تهيه نمايد و مواظب باشد غذاهائى تهيه كند كه آلوده به پيه خوك نباشد ! چنان كه خدا هم فرموده است : * ( فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِه إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً ) * ( سوره كهف ، آيه 19 ) ؛ يكى از خودتان را با پولى كه حاضر داريد به شهر بفرستيد تا طعامى كه از نوع طعامهاى پاكيزه و حلال باشد خريدارى نمايد . « تلميخا » پيش قدم شد و اظهار داشت