تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
انداختم و مطالبى كه خود مىدانستم در نكوهش از على عليه السّلام به عرض رسانيدم . پس از آنكه صحبتم تمام شد ، سر بالا آوردم ، مشاهده كردم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به اندازه‌اى خشمگين شده كه آنچنان خشم و غضبى را فقط در جنگ « قريظه » و « بنى نضير » از ايشان ديده بودم ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله توجهى به « بريدة » نمود و فرمود : اى بريدة ! على عليه السّلام را دوست بدار ؛ على عليه السّلام از پيش خود ، كارى انجام نمىدهد و هر كارى كه مىكند به فرمان من است . اين بود از جاى برخاستم در حالى كه هيچكسى در نزد من محبوبتر از على عليه السّلام نبود . « طبرانى » در « الاوسط » اين حديث را نقل كرده است . [ حلية الاولياء ابو نعيم 1 / 63 ] به سند خود ، از « ابن ابى ليلى » از حسن بن على عليهما السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : سيد و سرور عرب - يعنى على بن ابيطالب عليه السّلام - را بحضورم بخوانيد . « عايشه » پرسيد : مگر شما سيد عرب نيستيد ؟ فرمود : من سيّد و سرور فرزندان آدمم ، و على عليه السّلام سيّد عرب است . پس از آنكه حضرت على عليه السّلام بحضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شد ، رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : انصار را بحضورم دعوت كنيد . پس از آنكه گروه انصار بحضورش رسيدند ، خطاب به آنان فرمود : اى گروه انصار ! آيا مىخواهيد شما را به حقيقتى رهبرى كنم ، ما دامى كه پيوندتان را با آن استوار بداريد ، هرگز گمراه نشويد ؟ حاضران گفتند : آرى ، يا رسول اللَّه ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اين على است . او را بخاطر علاقه‌اى كه به من داريد ، دوست بداريد ، و او را بر اثر گرامى بودن من ، گرامى بداريد ؛ و اين بدان جهت است كه « جبرئيل » از سوى خدا بر من نازل شد و به من دستور داد تا آنچه را كه اكنون گفتم ، حتما به اطلاع شما برسانم . « ابو نعيم » گفته است كه اين حديث را « ابو بشر » از « سعيد بن جبير » از « عايشه » نقل كرده و مختصرى از آن هم در « سؤدد » آمده است . مؤلف گويد : « متقى » در [ كنز العمال 6 / 157 ] نقل كرده و مىگويد : « طبرانى »
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 492 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى