تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
در ميان اسرا ، كنيزى بود كه در ميان اسيران ، فريباتر از او نبود . على عليه السّلام اسيران را تخميس و تقسيم كرد . پس از آن در حالى كه حضرت على عليه السّلام سرش را بسته بود از خيمه بيرون آمد . پرسيدم : يا ابا الحسن ! چرا سر خود را بسته‌اى ؟ فرمود : آيا به آن كنيز وجيه كه در ميان اسيران است توجهى نداشتيد ؟ آرى ، من اسيران را تخميس و تقسيم كردم و آن كنيزك جزء خمس قرار گرفت . و جزء اهل بيت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله شد . پس از آن در زمرهء آل على در آمد و من با او مواقعه كردم . آن مرد كه سرپرستى لشكر را به عهده داشت نامهء شكايت آميزى به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نوشت . به وى گفتم : نامه را بوسيله من بفرست . تا هم نامه را براى آن حضرت قرائت كنم ، و هم جريانى را كه تذكر داده‌اى تصديق نمايم . وى درخواست مرا پذيرفت . نامه را گرفته بحضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله رسيدم . پس از آنكه نامه را براى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله قرائت كردم ، اظهار داشتم آنچه در اين نامه به عرض رسيد ، درست و بجاست . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بلافاصله دست مرا با كاغذى كه در آن بود گرفت ، پرسيد : آيا كينه دشمنى على عليه السّلام را در دل دارى ؟ عرض كردم : آرى ! فرمود : كينهء او را در دل قرار مده و اگر او را دوست مىدارى به دوستى خودت نسبت به او بيفزا . به خدائى كه جان محمد در دست اوست ، نصيب آل على عليه السّلام در خمس ، بيشتر و برتر از آن كنيزك است . « بريدة » گويد : از آن روز كه آن سخن را از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم ، هيچ كسى را به اندازهء على عليه السّلام دوست نمىدارم و او از همهء مردم برايم محبوبتر است . « عبد اللَّه » گويد : به خدائى كه جز او خدائى نيست ، اين حديثى را كه نقل كردم جز پدرم ، « بريدة » ، واسطه ديگرى نبود و من بدون واسطه از پدرم شنيده‌ام . مؤلف گويد : مختصرى از اين حديث را « امام احمد » در [ 5 / 356 ] ، « نسائى » در [ خصائص ص 25 ] با اندك اختلافى ، و « طحاوى » در [ مشكل الآثار 4 / 160 ] ، « بيهقى » در [ سنن 6 / 342 ] بطور اختصار ، و « هيثمى » در [ مجمع 9 / 128 ] نقل كرده‌اند كه « بريدة » مىگويد : پس از قرائت نامه ، سر به زير