باب صد و سوم دربارهء امر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به دوست داشتن حضرت على عليه السّلام
[ مسند امام احمد حنبل 5 / 350 ] به سند خود ، از « عبد اللَّه بن بريدة » از پدرش روايت مىكند كه كينه على عليه السّلام را به اندازهاى در دل داشتم كه هيچكس را تا آن اندازه به زهر كينه خود از پاى در نياورده بودم و هيچ فردى از قريش را دوست نمىداشتم ، مگر اينكه او هم كينه على عليه السّلام را در دل خود مىپرورانيد ! ! از آن جمله مردى ( 1 ) كه او را دوست نمىداشتم ، مگر به خاطر اينكه على عليه السّلام را دشمن مىداشت و نسبت به او كينه توزى مىكرد ! در يكى از سريّههاى ( جنگهائى كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرماندهى آن را شخصا به عهده نداشت ) تحت فرماندهى آن مرد ( خالد ) بودم . سريّه به پايان رسيد جمعى را اسير ساختيم . آن مرد نامهاى به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نگاشت و در آن نامه تقاضا كرد كه مردى از اصحاب را بسوى ما گسيل كن تا اسيران و آنچه بدست آمده است تخميس نمايد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حضرت على عليه السّلام را براى تخميس گسيل داشت .
هامش
( 1 ) منظور « خالد بن وليد » است كه در روايات ديگر تصريح به اسمش شده است .