كرده است كه گفت : مرغ بريان شدهاى حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اهدا شد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : پروردگارا ! بهترين آفريدگانت را بحضورم بفرست تا در تناول آن شركت نمايد ! طولى نكشيد على عليه السّلام وارد شد و آن مرغ را با هم تناول فرمودند .
[ كنز العمال 6 / 406 ] از « انس » روايت مىكند كه « امّ سلمه » چند كبك بريان كرده بود ، آنها را بحضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آورد . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود :
پروردگارا ! بهترين آفريدگانت را بفرست تا در تناول اين پرندگان مرا همراهى كند . طولى نكشيد على عليه السّلام پشت در آمد و به من فرمود : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله برايم اجازه ملاقات بگير . به او گفتم : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حال حاضر ، سرگرم انجام حاجتى است ! اين پاسخ بدان جهت بود كه مىخواستم مردى از انصار بيايد و با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در تناول آن شركت نمايد . على عليه السّلام حرف مرا پذيرفت و رفت . بار ديگر آمد و از من اجازهء ورود خواست . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله صداى آن حضرت را شنيد ، فرمود : يا على ! وارد شو . همزمان با ورود حضرت على عليه السّلام ، حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله سه بار فرمود :
« اللَّهمّ والى ، اللهمّ والى ، اللهمّ والى » . « ابن عساكر » هم اين حديث را نقل كرده است .
[ كنز العمال 6 / 406 ] به سند خود ، از « عمرو بن دينار » از « انس » روايت كرده است كه گفت : در يكى از روزها ، همراه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در باغى بوديم .
پرندهء بريان شدهاى بحضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تقديم شد . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود :
پروردگارا ! يكى از محبوبترين آفريدگانت را بفرست تا از اين مرغ تناول نمايد .
در اين هنگام ، على عليه السّلام پشت در باغ آمد و كوبهء در را نواخت . در را گشودم .
على عليه السّلام گفت : از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله برايم اجازه ملاقات بگير . ( بهانه آوردم ) گفتم :
پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله سرگرم كارى است . و در را بستم . پس از اندك فاصلهاى پشت در آمد و كوبهء در را نواخت باز هم به او اجازهء ورود ندادم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى انس ! در را به روى على بگشاى ، كه چندين بار است ، از آمدن او مانع مىشوى . در
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 481
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٨١