اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آنها را در ميان همسرانش پخش كرد ؛ به هر يك از همسرانش سه پرنده رسيد .
پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آن شب را در خانهء « صفيّه » - يا يكى از همسرانش - به سر مىبرد . فردا صبح آن همسر ، مرغهائى را كه نصيبش شده بود ، حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آورد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : پروردگارا ! محبوبترين آفريدگان خويش را بسوى من بفرست تا با من در تناول اين مرغها همراهى نمايد . « انس » گويد :
هنگامى كه اين درخواست را شنيدم ، با خود گفتم : پروردگارا ! شخصى از انصار را مصداق تقاضاى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله قرار بده . طولى نكشيد كه كوبهء در به صدا در آمد .
رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به من فرمود : اى انس ! ببين چه كسى است . در را گشودم و ديدم على عليه السّلام است . گفتم : پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله سرگرم كارى است و وقتى براى ديدار ندارد . در را بستم و برگشته ، كنار رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نشستم . بار ديگر صداى كوبهء در بلند شد . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : ببين چه كسى پشت در است ، بنا به دستور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پشت در آمده و در را گشودم ، باز ديدم على عليه السّلام است . همان جواب رد را به او دادم . بالاخره سه مرتبه اين عمل تكرار شد . مرتبه آخر ، على عليه السّلام وارد خانه شد و من هم پشت سر آن حضرت حركت كردم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به او فرمود : خدا تو را بيامرزد ، مانع ورود تو به خانهام چه كسى بود ؟ على عليه السّلام عرض كرد : اى بار ، سومين مرتبهاى بود كه مىخواستم بحضور برسم و هر دفعه كه « انس » در را مىگشود ، مانع ورودم مىشد و مىگفت : رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله سرگرم كارى است .
رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به « انس » فرمود : انگيزهء تو از اين ممانعت چه بود ؟ عرض كردم : غرض خاصى نداشتم ( ! ) آنگاه كه تقاضاى شما را به درگاه خداى تعالى شنيدم ، دوست داشتم كه يكى از بستگانم بحضورتان برسد و شما را در تناول مرغ بريان همراهى كند . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله سه بار فرمود : اين مرد قومش را دوست مىدارد .
« بزّاز » هم اين حديث را نقل كرده است .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 484
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٨٤