فرمود : اى انس ! مرغ بريان را نزديك ايشان بگذار . بنا به فرمودهء آن حضرت ، مرغ بريان را حضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله گذاشتم و هر دوى آنها تمام مرغ را تناول كردند .
« محمد بن حجّاج » خطاب به « انس » گفت : مرغ بريان شده را كه على عليه السّلام با پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله تناول كردند ، در حضور تو اتفاق افتاده است ؟ در پاسخ گفتم : آرى ، تمام آنچه ابراز داشتم در حضورم پيش آمده بود . « ابن حجّاج » گفت : اينك تصميم گرفتم كه هرگز از او نكوهش نكنم و هر گاه كسى از وى نكوهش نمايد ، او را به جزايش برسانم و صورتش را با سيلى ، سرخ گون نمايم .
[ حلية الاولياء ابو نعيم 6 / 339 ] به سند خود ، از « اسحاق بن عبد الله بن ابى طلحة » از « انس » روايت مىكند كه در يكى از روزها ، « امّ سليم » مرغ بريان شدهاى را با چند گردهء نان جوين در اختيار من گذاشت و از من خواست تا آنها را بحضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تقديم نمايم . آنها را از وى گرفتم بحضور پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله بردم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى انس ! برو و يكى از اصحاب را بحضورم دعوت كن تا اين مرغ و نان را با او تناول نمايم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به اين اندازه اكتفا نكرد ، بلكه عرض كرد : پروردگارا ! بهترين آفريدگانت را بفرست تا در تناول اين پرنده با من شريك باشد . بنا به فرمان رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از خانه بيرون رفتم و تمام همتم آن بود كه يكى از مردم خود را به خانه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دعوت كنم .
بر خلاف انتظار ، به على بن ابيطالب عليه السّلام برخورد كردم . و دعوت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را به وى اعلام نكردم ! بلافاصله به خانه برگشتم . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آيا كسى را نديدى كه دعوتش كنى ؟ عرض كردم : كسى از اصحاب را نديدم ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله بار ديگر فرمود : از خانه بيرون برو شايد اين بار با يكى از آنها ملاقات نمائى . اين بار هم كه بيرون رفتم ، با على عليه السّلام برخورد كردم . باز هم بنا به وسوسهء نفسانى ، دعوت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را به ايشان اعلام نكردم ! و تا سه بار اين حركت نابجا از من سر زد . مرتبهء سوم ، از خانه بيرون رفتم در بازگشت بحضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ،
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 479
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٧٩