قرار داشت و ناظر جريان بود ، پرسيد : تو كيستى ؟ فرمود : من على بن ابيطالبم ! يهودى كه نام على عليه السّلام را شنيد ، گفت : ( سوگند ) به توراتى كه خدا به حضرت موسى عليه السّلام نازل فرمود ، اينك پيروزى با شماست . « سلمة » گويد : حضرت على عليه السّلام بازنگشت ، مگر آنكه خداى تعالى ، دژهاى خيبر را به دست او مفتوح ساخت .
مؤلف گويد : اين روايت را « محب طبرى » در [ الرياض النضرة 2 / 187 ] روايت كرده و گفته كه اين حديث را « ابن اسحاق » هم نقل نموده است .
[ خصائص نسائى ص 4 ] از « عبد الواحد بن ايمن » از پدرش روايت كرده است كه « سعد » گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : براستى كه پرچم اسلام را در اختيار مردى قرار مىدهم كه خدا و رسول را دوست مىدارد ، و خدا و رسول هم او را دوست مىدارند و خدا دژهاى خيبر را به دست او فتح مىكند . اصحاب خود را براى انجام خواسته پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله آماده كردند و بر خلاف انتظار آنان ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله پرچم را بدست على عليه السّلام داد .
[ همان كتاب ص 8 ] از « هبيرة بن هديم » روايت كرده است ، هنگامى كه حضرت على عليه السّلام شهيد شد ، امام حسن مجتبى عليه السّلام در حالى كه عمامهء سياه رنگى بر سر بسته بود مردم را گرد آورد و به ايراد خطابهاى پرداخت و در طى آن ، فرمود :
ديروز مردى را شهيد كرديد كه پيشينيان در ويژگيهائى كه داشت بر او پيشى نگرفتند و آيندگان هم مقام و موقعيت او را درك نخواهند نمود و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حق او ، فرمود : فردا لواى اسلام را در اختيار مردى قرار مىدهم كه خدا و رسول را دوست مىدارد ، و خدا و رسول هم او را دوست مىدارند و « جبرئيل » از طرف راست ، و « ميكائيل » از طرف چپ ، او حركت مىكنند و به اين ترتيب با دشمنان مبارزه مىكند ، تا اينكه خدا دژهاى خيبر را بدست او فتح مىكند . و پرچم اسلام را بدون فتح و نصرت باز نمىگرداند . آرى كسى را بدست بىاعتبار خود از پاى در آورديد كه درهم و دينارى از خود باقى نگذاشت ، تنها نهصد دينار از عطائى كه
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 447
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٤٧