تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
[ همان كتاب 1 / 320 ] به سند خود ، از « عمرو بن مسعود » روايت كرده است كه گفت : در كنار « ابن عباس » نشسته بودم ، در اين حال نه نفر وارد شدند و خطاب به « ابن عباس » گفتند : يكى از اين دو پيشنهاد را بپذير ؛ يا با ما بيا تا خاطره‌اى كه در نظر داريم به اطلاع تو برسانيم ، و يا از ايشان كه در كنار تو نشسته‌اند درخواست كن تا ما را با تو تنها بگذارند . « ابن عباس » در پاسخ گفت : چنان نيست كه من يارانم را از كنار خود برانم و با شما تنها باشم ، بلكه من با شما مىآيم تا ببينم چه مىكنيد و چه مىگوييد . در آن روز « ابن عباس » بينا بود و مىتوانست با آنان همراهى كند . در اين رابطه بود كه با آنها در محلى دور از ما قرار گرفت و سخنانى بين آنها ردّ و بدل شد كه ما از چگونگى آنها اطلاعى بدست نياورديم . همين قدر مىدانيم كه « ابن عباس » هنگام بازگشت به اندازه‌اى ناراحت بود كه گوشهء جامه‌اش به زمين كشيده مىشد و مىگفت : اف بر اين مردم و تف بر آنها ! دربارهء مردى لب به ناسزا مىگشايند كه از ده ويژگى ارزنده برخوردار بود ، از مردى ياوه گوئى مىكنند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حق او فرمود : مردى را بسوى دشمنان مىفرستم كه خدا هيچگاه او را خوار نمىسازد ، و خدا و رسول را دوست مىدارد . بازتاب اين سخن تا آنجا بود كه همگان خود را براى اين مقام آماده كرده بودند در عين حال پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به هيچكدام از ياران خود توجهى نكرد و فرمود : على عليه السّلام كجاست ؟ در پاسخ گفتند : او در آسياب مشغول آرد كردن گندم است . فرمود : مگر در ميان شما ديگرى نيست كه بتواند سرگرم اين مهم باشد . اينك او را بحضور من دعوت كنيد . خبر احضار پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله را به اطلاع حضرت على عليه السّلام رساندند . حضرت على عليه السّلام در عين حالى كه به درد چشم گرفتار بود تا آنجا كه چيزى و جائى را نمىديد ، دعوت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را اجابت كرد و بحضورش شرفياب شد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آب دهان مباركش را در چشمان على عليه السّلام توتيا كرد و پرچم اسلام را سه بار به اهتزاز در آورد و به حضرت على عليه السّلام