و عرض كرد : يا رسول الله ! هيچگاه مانند امروز نبينم ، براى اينكه « محمود بن مسلمه » كشته شد .
رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : هيچگاه در انتظار ديدار دشمن نباشيد ، بلكه از خداى تعالى درخواست عافيت نمائيد ، براى اينكه نمىدانيد چه گرفتاريهائى در حالت روبرو شدن با دشمنان خواهيد داشت . اينك ، هرگاه با دشمنان روياروى شديد ، به خدا عرض كنيد : خداوندا ! تو پروردگار ما و آنها هستى . اختيار ما و آنها در دست توست و تو هستى كه آنان را از پاى در مىآورى .
سپس روى زمين بنشينيد و به مجرديكه شب هنگام فرا رسيد ، از محل خود حركت كنيد و تكبير بگوئيد و به آنها حمله بياوريد . آنگاه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود :
فردا پرچم اسلام را در اختيار مردى قرار مىدهم كه خدا و رسول را دوست مىدارد ، و خدا و رسول هم او را دوست مىدارند . او مردى است كه از دشمن هراسى ندارد و پشت به دشمن نمىكند و خدا بدست او فتح و پيروزى را نصيب اسلام مىفرمايد . از شنيدن اين سخن مردمى كه خواهان سرورى بودند ، خود را آماده كردند تا ببينند پرچم اسلام در دست كداميك از آنان قرار خواهد گرفت .
على عليه السّلام در آن روز به درد چشم گرفتار بود . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به او فرمود :
اينكه بسوى دشمنان حركت كن . معروض داشت : يا رسول اللَّه ! چشمم به اندازهاى درد مىكند كه چيزى و جائى را نمىبينم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آب دهان مبارك را در ديدگانش ريخت و پرچم اسلام را به دست او داد . على عليه السّلام پرسيد : با چه شرطى با آنان نبرد كنم ؟ فرمود : تا زمانى كه به يكتائى خدا و نبوت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اقرار نمايند و در اين هنگام مال و خون آنان در پناه من است ، و حق و حساب ديگر آنها به عهده خداست . على عليه السّلام به فرمان رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عازم ميدان نبرد شد و با آنها نبرد كرد تا خداى تعالى بدست او دين اسلام را يارى كرد .
مؤلف گويد : اين حديث را « هيثمى » در [ مجمع 6 / 151 ] روايت كرده است و اظهار مىدارد كه « طبرانى » هم در « الصغير » به روايت آن پرداخته است .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 441
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٤١