مىپوشد و هيچگونه احساس حرارت در تابستان و احساس برودت در زمستان نمىنمايد ؟ حضرت على عليه السّلام در پاسخ فرمود : مگر نه اينست كه همواره با ما بودهاى ؟ عرض كرد : آرى . فرمود : بخاطر دارى كه در جنگ خيبر ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله پرچمى براى « ابو بكر » تهيه كرد و او را به جنگ فرستاد و « ابو بكر » بدون آنكه نبردى كند ، بازگشت ! براى « عمر » هم پرچمى ترتيب داد . او هم دست خالى بازگشت ! فرمود : پرچم اسلام را به مردى خواهم داد كه خدا و رسول را دوست مىدارد ، و خدا و رسول هم او را دوست مىدارند و هيچگاه از جنگ نمىگريزد و پشت به دشمن نمىكند ( آن دو پشت به دشمن كردند و گريختند ) در اين هنگام ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مرا بحضور طلبيد و اين در حالى بود كه من به درد چشم مبتلا بودم .
رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آب دهان مباركش را در چشمهاى من ريخت و گفت : بار خدايا ! آزار حرارت و سردى را از على عليه السّلام بر طرف كن ! اين است كه هيچگاه از سرما و گرما آسيبى نمىبينم و احساس گرمى و سردى نمىكنم .
اين حديث را « متّقى » در [ كنز العمال 6 / 394 ] آورده و مىگويد :
« عبد الرحمن ابو ليلى » گفته است : معمول حضرت على عليه السّلام آن بود كه در زمستان يك پيراهن و عباى نازك مىپوشيد ، و در تابستان از قبائى كه درون آن از پشم پر شده و لباس گرانى بود ، استفاده مىكرد ( تا آنجا حديث را ادامه داده است كه ) رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله « ابو بكر » را به اتفاق تنى چند از مردم به جنگ فرستاد . « ابو بكر » شكست خورده و بازگشت ! پس از او ، « عمر » را همراه با گروهى به جنگ فرستاد ، او هم طرفى نبسته دست خالى و مأيوسانه ، بازگشت ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اكنون كه كار بدينجا كشيد ، پرچم اسلام را به مردى خواهم داد ( تا آخر حديث ) و اظهار مىكند كه اين حديث را « ابن ابى شيبه » ، « امام احمد » ، « ابن ماجه » ، « بزّاز » و « ابن جرير » نقل كردهاند و صحت حديث را پذيرفتهاند و « طبرانى » هم در « الاوسط » و « حاكم » در « الدلائل » ، و « ضياء مقدسى » متذكر شدهاند .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 439
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٣٩