[ هيثمى در مجمع 9 / 124 ] به نقل حديث پرداخته و گفته است : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در جنگ خيبر ، « ابو بكر » را بحضور طلبيد و پرچمى براى او ترتيب داد و او را همراه با جمعى به ميدان فرستاد . او منهزم شده و دست خالى از جنگ بازگشت ! پس از او ، « عمر » را بحضور طلبيد و پرچمى براى او ترتيب داد و همراه جمعى او را به ميدان فرستاد . او هم تاب نياورده منهزم گرديده و بازگشت . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : پرچم را به كسى مىدهم ( تا آخر حديث ) .
« هيثمى » گفته است كه اين حديث را « بزّاز » متذكر است و در [ 9 / 123 ] حديث مزبور را بطور اختصار بيان كرده است و مىگويد : « طبرانى » در « الاوسط » و « الكبير » به نقل آن پرداخته است .
[ صحيح ابن ماجه ] در باب فضائل اصحاب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، صفحه 20 به سند خود ، از « ابن سابط » ( عبد الرحمن ) از « سعد بن ابى وقاص » روايت كرده است كه « معاوية » در يكى از سفرهاى حج كه به مكه رفت . « سعد » به ديدارش رفت . حضّار از على عليه السّلام ناسزا مىگفتند ! « سعد » خشمگين شده گفت : اين گونه ياوه گوئى را در حق مردى مىگوييد كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم مىفرمود :
« من كنت مولاه فعلىّ مولاه » ؛ شنيدم مىفرمود :
« انت منّى بمنزلة هارون من موسى الَّا انّه لا نبىّ بعدى » ؛ شنيدم مىفرمود :
« لا عطينّ الراية اليوم رجلا يحبّ الله و رسوله » . مؤلف گويد : اين حديث را « نسائى » در [ خصايص ص 4 ] با تقديم و تأخير ، و « متقى » در [ كنز العمال 6 / 405 ] روايت كرده است و اظهار مىدارد كه « ابن جرير » هم آن را آورده است .
[ مستدرك حاكم 3 / 38 ] به سند خود ، از « جابر بن عبد الله » روايت مىكند . روز خيبر كه فرا رسيد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مردى را به كارزار با دشمن فرستاد و او از مقابله با دشمنان ترسيد ! در اين حال « محمد بن مسلمه » بحضور رسيد
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 440
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٤٤٠