[ هيثمى در مجمع 9 / 207 ] از « ابن عباس » روايت مىكند ، هنگامى كه فاطمه عليها السّلام با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گفتگو داشت ، افرادى اين ملاقات را تحمّل نمىكردند و همچنان در انتظار ملاقات با پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله بودند تا اينكه مأيوس شدند .
در اين هنگام « سعد بن معاذ » با على عليه السّلام ملاقات كرد و گفت : به خدا سوگند ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كسى جز شما را ، در اين حال اجازه ورود نمىدهد ( و حديث را ادامه داده تا آنجا كه گفته است ) پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله از جاى برخاست و به ديدار زنان آمد و فرمود : همانا دخترم زهرا را به همسرى پسر عمويم در آوردم و شما مىدانيد كه منزلت و موقعيت دخترم در نزد من تا چه اندازه است و اكنون كه وى را به همسرى على عليه السّلام نامزد كردهام ، آماده باشيد و او را به بوى خوشى كه ويژه زنان است ، خوشبو كنيد و لباسهائى كه در خور زنان است ، به او بپوشانيد و او را به زيورهاى زنان بياراييد . پس از آنكه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله دستورهاى لازم را به زنان داد ، و آنها براى تهيه لوازم و وسائل عروس رفتند ، پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله داخل اتاق شد . و از آنجا كه پردهاى ميان حضرت و زنان آويزان بود ، وقتى داخل شد ، ديد تنها « اسماء بنت عميس » آنجاست . فرمود : تو كيستى ؟ چرا با زنها براى تهيه وسائل عروسى بيرون نرفتى ؟ در پاسخ گفت : من زنى هستم كه از دختر شما نگهدارى مىكنم ، چرا كه مىدانم شب زفاف دوشيزهاى ، بايد زنى در دسترس او باشد كه اگر حاجتى داشت يا فرمانى صادر كرد ، آن زن آن را بر آورده سازد . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : از خدا مىخواهم تا تو را از برابر و از پشت سر و از راست و چپ از گزند شيطان در امان بدارد . آنگاه رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله حضرت زهرا عليها السّلام را بحضور طلبيد . حضرت زهرا عليها السّلام وارد اتاق رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شد و على عليه السّلام را ديد كه در حضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نشسته است ، در اين هنگام گريست ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله بيمناك شد كه مبادا گريهء زهرا عليها السّلام از بينوائى و تهيدستى على عليه السّلام باشد . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : چرا گريه مىكنى ؟ فكر نمىكردم كه تو براى تهيدستى على عليه السّلام ناراحت شوى ، حال آنكه تو
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 398
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٩٨