در آوردم . آنگاه مقدارى از آن آب را هم به روى فاطمه عليها السّلام پاشيد ! هنگامى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله قصد مراجعت داشت با زن سياه چهرهاى روبرو شد . پرسيد : تو كيستى ؟ گفتم : من اسماء هستم . فرمود : تو « اسماء بنت عميس » هستى ؟ ! عرض كردم : آرى ! فرمود : در مراسم دختر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شركت داشتى ؟ گفتم : آرى . در اين هنگام رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله براى من دعا كرد . ( 1 ) مؤلف گويد : « هيثمى » اين حديث را در [ مجمع 9 / 210 ] متذكر است و اظهار مىدارد كه اين حديث را « طبرانى » هم نقل كرده است و « محب طبرى » هم در [ الرياض النضرة 2 / 181 ] نقل نموده است و مىگويد : « امام احمد حنبل » هم در « مناقب » به ذكر آن پرداخته است و در [ ذخائر ص 29 ] نقل كرده و اظهار مىدارد :
اين حديث را « دولابى » هم آورده است .
[ خصايص نسائى ص 32 ] به سند خود ، از « ابن عباس » روايت مىكند ، هنگامى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام را به همسرى حضرت على عليه السّلام در آورد ، از جمله هدايائى كه به آن حضرت ، اهداء شد : تختى بود كه پايهها و سطح آن را با شاخه و برگهاى خرما پيوسته بودند ، و پشتيى از پوست دبّاغى شده كه از ليف خرما پوشيده بود ، و مشكى براى تهيه آب آشاميدنى و سطح خانهء آن حضرت را از ريگهاى نرم بطحا پوشيده بودند . در اين هنگام پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به حضرت على عليه السّلام فرمود : هر گاه به حجله رفتى از هر گونه نزديكى با همسرت خوددارى كن ، تا من به ديدار تو بيايم . طولى نكشيد رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله كنار
هامش
( 1 ) با توجه به اينكه « اسماء بنت عميس » در آن موقع همسر « جعفر بن ابى طالب » بوده و تا سال هفتم هجرى در حبشه اقامت داشتند ، تعارضى در اين روايت پيش آمده كه محققين شيعه و سنّى ، جوابهائى براى توجيه آن دادهاند . بعضى گفتهاند « اسماء » ئى كه شب زفاف و مراسم عروسى و در ولادت امام حسن عليه السّلام ( سال سوّم هجرى ) شركت داشت ، « اسماء بنت يزيد انصارى » يا « اسماء بنت ذات النّطاقين » - دختر ابو بكر و همسر زبير - بوده يا « سلمى بنت عميس » خواهر « اسما بنت عميس » بوده كه به اشتباه به دوّمى كه مشهور بوده ، شهرت يافته است و يا اينكه « اسماء » در دوران هجرت حبشه به مدينه رفت و آمد داشته است كه اين توجيه مشكل مىباشد . ( ويراستار )