باب نودم زفاف على و فاطمه عليهما السّلام
[ مستدرك حاكم 3 / 159 ] به سند خود ، از « ابو يزيد مدنى » از « اسماء بنت عميس » روايت كرده است كه گفت : در مجلس زفاف حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام ، دختر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حضور داشتم . بامدادان رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به خانه آمد و فرمود : اى امّ ايمن ! برادرم را بحضورم بخوان . عرض كردم : با توجه به اينكه على عليه السّلام برادر شماست ، باز هم دخترتان را به همسرى او در آورديد ؟ فرمود : آرى ! او برادر من است و دخترم را هم به همسرى او در آوردهام . « امّ ايمن » بنا به دستور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حضرت على عليه السّلام را بحضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله دعوت كرد .
پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله مقدارى از آبى كه در حضورش بود ، به صورت و بدن على عليه السّلام پاشيد و براى آن حضرت دعا كرد ! سپس فرمود : زهرا عليها السّلام را هم بحضورم دعوت كن .
حضرت فاطمه عليها السّلام در حالى كه آثار شرم و حياء از رخسارش هويدا بود ، بحضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله براى دلدارى او فرمود : اى فاطمه ! آرام باش و اظهار دلتنگى مكن ؛ براى اين كه تو را به همسرى بهترين فرد خاندانم ،