تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
رسول الله ! خانه‌هاى ما خالى است و كسى نيست كه با ما مجالست و معاشرت نمايد ؛ تنها اميد ما همين مسجد است و از هنگامى كه كسان ما متوجه شده‌اند كه ما به خدا و رسول او ايمان آورده‌ايم ، و از آئين آنها اعراض كرده‌ايم ، با ما به دشمنى برخاسته‌اند و سوگند ياد كرده‌اند كه با ما آميزش نكنند و با ما هم غذا نشوند . و اين موضوع بر ما گران است . همزمان كه خدمت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از كسان خود شكوه مىكردند ، آيه * ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله ) * نازل شد . و در اين هنگام صداى مؤذن به گوش رسيد كه مردم را براى نماز ظهر به مسجد دعوت مىكرد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در مسجد با سائلى برخورد كرد و از سائل پرسيد : آيا كسى از حاضران در مسجد ، به تو كمكى كرد ؟ در پاسخ گفت : آرى ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : چه كسى به تو كمك كرد ؟ در پاسخ گفت : همان مردى كه ايستاده است . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : در چه حالى به تو كمك كرد ؟ پاسخ داد : در حال ركوع ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آرى آن شخص ، على بن ابيطالب عليه السّلام است . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تكبير گفت ! و اين آيه را تلاوت كرد * ( وَمَنْ يَتَوَلَّ الله وَرَسُولَه وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ ) * ( سورهء مائده / آيه 56 ) ؛ و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند ، ( پيروزند ؛ زيرا ) حزب و جمعيت خدا پيروز است . مؤلف گويد : « واحدى » در [ اسباب النزول ص 148 ] اين حديث را از « ابو صالح » از « ابن عباس » نقل كرده و قصه را از « جابر بن عبد الله » هم روايت نموده است و در پايان آن قصه گويد : « كلبى » گفته است كه آخر آيه در رابطهء با حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام است ، به دليل آنكه حضرت در حال ركوع بود كه انگشترى را به سائل داد . « فخر رازى » در تفسير آيه ولايت ، مختصرى را نقل كرده است كه با بحث حاضر ما بىتناسب نيست . « عبد الله بن سلام » گفته است كه هنگامى كه آيه نازل شد ، به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عرضه داشتم : يا رسول الله ! من خود شاهد بودم كه على عليه السّلام