تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
طبرى » ، « بزّاز » ، « طبرانى » ، « ابن جوزى » ، « رافعى » ، « ابن مردويه » ، « حافظ ابو القاسم دمشقى » در « الموافقات » و در « اربعين طوال » ، « يوسف بن صهيب » ، « ديلمى » و امثال ايشان از محدثان ديگر - كه در حال حاضر و با شتابى كه دارم به نام آنها دست پيدا نكرده‌ام - به نقل اين روايت پرداخته‌اند . گذشته از اين ، « محبّ طبرى » در [ الرياض النضره 1 / 152 ] به نقل برخى از احاديث پرداخته است كه شيعه با توجه به آنها براى خلافت بلافصل حضرت على عليه السّلام استدلال نموده است . از آن جمله : حديث منزلت و حديث غدير است . سپس گفته است از جملهء آنها كه سند و متنش از احاديث ديگر قوىتر و ارزنده‌تر است ، حديث « عمران بن حصين » است - تا آنجا كه گفته است - و حديث « بريدة » ، كه حضرت فرموده است : « از على نكوهش مكن كه على از من است و من از اويم و او پس از رحلت من ، ولى همهء شماست . » مؤلف گويد : هر چند « محبّ طبرى » در رابطهء با حديث « عمران » و « بريدة » كوشش دارد كه سند و متن آن را ، از سند و متن حديث منزلت و حديث غدير قوىتر و مهمتر معرفى كند ، در عين حال از گفتهء او چنين استنباط مىشود كه سند و متن هر دو حديث ، در كمال قوت و ارزندگى است . اين كل آن مطلب است كه در رابطهء با سند حديث مورد بحث ، بايد گفت . اينك ، آنچه مربوط به دلالت حديث است ، به شرح ذيل بيان مىشود . حديث مزبور با توجه با قرينه لفظى كه متصل به حديث شريف است كه همان كلمهء « من بعدى » باشد ، دلالتش ظاهر در مقصود ما مىباشد و منظور ما را كاملا توجيه مىنمايد و با توضيحى كه ذيلا ايراد مىشود حقيقت را آشكار مىكند . و آن اين است : لفظ « ولىّ » از نظر لغت در معانى چندى به كار رفته است از قبيل : حب ، صديق ، ناصر ، همسايه ، هم سوگند و معانى ديگر و ظاهرترين و مشهورترين معناى آن ، « مالك أمر » است ؛ بنا بر اين هر كسى كه كارى را در اختيار خود در آورد و حق
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 187 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى