« جهاد » صفحه 197 به سند خود ، از « ابو النضر » ، آزاد شدهء « عمر بن عبيد الله » ، روايت است كه شنيدم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در ارتباط با شهدا ، فرمود : اينان كسانى بودند كه من به درستى آنها گواهى مىدهم . « ابو بكر » اظهار داشت : مگر ما برادران آنان نيستيم ؟ مگر ما مانند آنها كه اسلام آوردهاند ، اسلام نياوردهايم ؟ مگر ما مانند آنها جهاد نكردهايم ؟ فرمود : آرى ! همگى اين امور را انجام دادهايد ، ليكن نمىدانم پس از رحلت من ، چه حوادث و بدعتهائى را ايجاد خواهيد كرد ! « ابو بكر » از شنيدن اين سخن گريست و گريهاش زياد شد و با چشم گريان گفت : آيا ما پس از شما مرتكب چنان حوادثى خواهيم شد ؟ !
مؤلف گويد : شگفت اينجاست كه علماى سنى پس از آنكه نتوانستند در سند اين سلسله از احاديث كه در رابطهء با ارتداد جمعى از صحابه رسيده است ، مناقشه كنند و آنها را از درجه اعتبار اسقاط نمايند ، محملى ساخته و بدعتى هم آنها بوجود آورده و اظهار مىدارند كه اين سلسله از احاديث ارتباطى با صحابه ندارد ، بلكه در رابطهء با گروه بيابان نشينان است كه از پرداخت زكات امتناع مىورزيدند از قبيل « مالك نويره » و امثال او ! و اينان در بيرون مدينه زندگى مىكردند و در طول عمرشان بيش از يك بار يا دو بار ، با پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ملاقات نكرده بودند . و از اين محملها تراشيدهاند .
بديهى است اين تأويل در كمال بىانصافى است و ما چگونگى آن را در ضمن دو كلمه توضيح مىدهيم :
كلمه اول در لفظ ارتداد است : بديهى است پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله - به مقتضاى اخبار متواتر - تصريح كرد كه حضرتش اوليتر به آنها از خود آنهاست و اصحاب هم به اين واقعيت اعتراف كردند ، پس از اين فرمود :
« فمن كنت مولاه » و به قرينه كلام پيشين كه من اولى هستم به شما از خود شما :
« فعلىّ مولاه » و بطورى كه پيش از اين ياد آورى شد ، اين توصيه را در هنگامى فرمود كه روزگارش سر آمده
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 168
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٦٨