حضرت برگزار مىكرده و در هيچ مجلسى از مجالس ، از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله جدا نبوده از قبيل « ابو بكر » ، « عمر » ، « عثمان » ، « عبد الرحمن بن عوف » ، « سعد بن ابى وقّاص » ، « ابو عبيدة بن جراح » و ديگران حمل كنيم ، نزديكتر به حقيقت است تا آنكه لفظ صحابه را در رابطه با كسى به كار ببريم كه تنها جايگاهش بيرون از مدينه بوده و در طول عمرش جز يك بار يا دو بار يا نزديك به آن ، حضرت رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله را ملاقات نكرده است .
قسم به جان خودم ، كليهء آنچه را كه ابراز داشتم ، در كمال وضوح و روشنى است ، چنان كه نيازى به اطالهء كلام و نقض و ابرام ندارد ، مگر براى كسى كه خداى تعالى نورى براى او برقرار نكرده باشد ؛ بديهى است چنين كسى از داشتن هر گونه نورى كه راهى به واقع باشد ، محروم خواهد بود و چنين فردى از كور دلان است و كسى كه خدا چشم دل او را نابينا ساخته باشد و از كوردلان بشمار آيد ، داروى درد او جز آتش دوزخ چيز ديگرى نخواهد بود ، چنان كه حق تعالى در اين رابطه فرموده است : * ( وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ ) * ؛ دوزخ را براى بسيارى از جن و انس آفريديم و اين گروه از دوزخيان آنهائى هستند كه دل دارند و فهم ندارند ، چشم دارند و بينائى ندارند ، گوش دارند و شنوائى ندارند ؛ اينان مانند چهار پايان ، بلكه گمراهتر از آنان هستند و اينان از سرانجام كار خود بىخبرند .
اكنون آنچه مربوط به غدير خم بود تا اينجا ، به پايان رسيد و مناسب است سخن خود را با ابياتى كه « حسّان بن ثابت انصارى » در رابطهء با قصه غدير سروده است خاتمه بدهيم . « حسان بن ثابت » پس از اينكه حضرت على عليه السّلام از سوى خدا و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، به امامت و خلافت پس از نبى اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله معيّن شد ، حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب گشته و عرض كرد : يا رسول الله ! آيا اجازه مىفرماييد ، ابياتى را
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 170
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٧٠