182 - و سپاس خداى عزّ و جلّ خداوند جهانيان
ترجمه سورهء و الصافات
و اين سورة و الصّافات بمكّه فرو آمده است . و اين از جهت آن بود كه مردمان مكّه بر پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم چيرگى همى كردند ، و مران بتان خويش را همى ستودند ، و مر پيغامبر عليه السّلم را همى گفتند كه اگر خواهى كه ما خداى ترا سجده كنيم تو نيز اين خدايان مرا سجده كن ، و بپرست . پس خداى عزّ و جلّ اين سورة را بفرستاد گفت :
وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا . فَالزَّاجِراتِ زَجْراً . فَالتَّالِياتِ ذِكْراً . إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ . رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ
. « 1 » و اين بمكّه فرو آمده است ، و بر مثال سوگندست . همى گويد بدان كسها كه نماز كنندگانند ، و ايستادگانند ، و متعبّدانند « 2 » كه هيچ كس بر خداى عزّ و جلّ گرامىتر از ايشان نيست كه خداوند شما يكى است ، آنست كه اين آسمانها و زمين و آنچه اندر ميان آنست او آفريده است ، و آن مشرق كه آفتاب ازو برآيد و آن مغرب كه بدان فرو شود همه او را است ، و او آفريده است . پس گفت :
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ . وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ
. « 3 » گفت كه من اين آسمان نخستين را بياراستم بآرايش اين ستارگان .
و اين ستارگانند كه خداى عزّ و جلّ ايشان را بيافريدست بر مثال قنديلها كه هيچ از جاى خويش نروند بفرمان « 4 » خداى عزّ و جلّ
هامش
( 1 ) الصف 6 - 1
( 2 ) و تعبد كنندگانند . ( صو )
( 3 ) الصف 8 - 6
( 4 ) نروند و آن هزار و بيست و چهار ستاره است ايستاده بفرمان . ( صو )