128 - مگر بندگان خداى عزّ و جلّ مخلصان و گرويدگان
129 - و دست بداشتيم بر او اندر ديگران
130 - سلام باد بر گروه ياسين « 1 »
131 - ما چنان پاداش كنيم نيكوكاران را
132 - كه او از بندگان ما گرويدگان است
133 - كه لوط از پيغامبران است
134 - كه برهانيديم او را و گروه او را جمله
135 - مگر آن پير زن او كه كافره بود اندر بازماندگان بود « 2 »
136 - پس هلاك كرديم ديگران همه
137 - و شما مىرويد « 3 » برايشان بامدادان
138 - و شبانگاهان ، آيا نه خردمندى كنيد ؟
139 - و كه يونس از پيغامبران است
140 - و چون بگريخت سوى كشتى پر كرده « 4 »
141 - [ قرعه زد بود از بىحجّتان ] « 5 »
142 - و فرو برد او را ماهى و او نكوهيده « 6 »
143 - اگر نه آن بودى كه او بود از تسبيح كنندگان
144 - بماندى اندر شكم او تا آن روز كه برانگيزند خلقان را
145 - بينداختيم او را بدشت و او بود بيمار
146 - و برتابيديم « 7 » بر او درختى از كدو
هامش
( 1 ) بر مردمان الياس . ( صو )
( 2 ) مگر گنده پيرى اندر بازماندگان . ( صو )
( 3 ) همى گذريد . ( صو )
( 4 ) پربار . ( صو )
( 5 ) ( صو ) . و اين آيه در متن ترجمه نشده - در تفسير ابو بكر عتيق : پس قرعه زد تا گشت از قرعه افتادگان .
( 6 ) و وى ملامت كننده بود خود را . ( صو )
( 7 ) و برويانيديم . ( صو )