و ميان او نيست مگر حرب ، از بهر آنك دلهاى ما همه ازو سوخته است .
پس عثمان را برداشتند از آنجا ، و او را بيكى خانه اندر پنهان كردند ، و خبر بيرون افكندند كه عثمان را بكشتند . و همانگه اين خبر برسول اللَّه صلّى اللَّه عليه رسيد . چون اين خبر بشنيد سخت تافته شد ، و ياران را همه گرد كرد و گفت : اكنون وقت آن آمد كه ما را حرب بايد كردن با اهل مكّه .
پس آغاز كرد بيعت خواستن از ياران را بر حرب كردن با اهل مكّه .
و اللَّه اعلم .
بيعت كردن ياران مر پيغامبر را صلعم
پس آنجا درختى بود خار ، سخت عظيم و بزرگ ، و آن درخت را سمره خواندند . درختى بود كه همواره سبز بود بر مثال سرو ، و هيچ كار را به كار نيايد مگر سايه را كه برگ باشد بسيار .
پس چون پيغامبر عليه السّلم خبر كشتن عثمان شنيد رضى اللَّه عنه ، اندران سايه درخت نشست ، و از ياران بيعت خواست . و ياران گرد آمدند و با او بيعت كردند و گفتند : ما همه جانها را فدا كرديم ، و با اين اهل مكّه حرب كنيم ، و خداى تعالى ايشان را كه بيعت كردند مر پيغامبر را صلّى اللَّه عليه ازيشان خشنود شد چنانچه گفت :
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً
. « 1 » پس همه ياران دل از جان خويش برداشتند و همه جانها فداى حضرت
هامش
( 1 ) الفتح 18