بگيريد مر آن را - دست باز داريد ما را تا از پس شما بيائيم ، همى خواهند كه بگردانند سخن خداى را ، بگو كه : از پس ما مياييد . همچنينتان گفت خداى از پيش ، زود گويند : نه كه حسد كنيد ما را ، نه كه ايشان همى در نيابند مگر اندكى
16 - بگو مر سپس ماندگان را از عرابيان - يعنى بيابانيان - : زود بخوانند شما را سوى گروهى خداوندان كارزار سخت تا كارزار كنيد يا مسلمان شوند ، اگر فرمان كنيد بدهد شما را خداى مزدى نيكويى ، و اگر برگرديد ، چنان كه برگشتيد از پيش ، عذاب كند شما را عذابى دردناك
17 - نيست بر نابينا بزه ، و نه بر لنگ ننگى ، و نه بر بيمار سختى ؛ و هر كه فرمان برد خداى را و پيغامبر و را اندر آردش ببوستانهايى كه همى رود از زير آن جويهاى روان ، و هر كه برگردد عذاب كندش عذابى دردناك
18 - بدرستى كه خشنود گشت خداى از گرويدگان چون بيعت كردند با تو زير درخت ، دانست آنچه در دلهاى ايشان بود ، فرو فرستاد آرامش برايشان ، و پاداش دادشان گشايش نزديك
19 - و غنيمتهاى بسيار كه بگيرند او را ، و هست خداى عزيز استواركار
20 - وعده كرد شما را خداى غنيمتهاى بسيار تا بگيريد آن را ، بشتاب بداد مر شما را اين ، و فرو گرفت دستهاى مردمان از شما ، و تا بباشيد نشانى مر گرويدگان را و بنمايد مر شما را راه راست
21 - و ديگرى كه توانا نبوديد بر آن دانسته بود خداى آن را و هست
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1712
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٧١٢